نپرسيد چرا، نپرسيد از چه كسي، بگذاريد كه سر خوش باشم.
امروز حال ديگري دارم،
امروز بيشتر از روزهاي قبل دلم را برده اي،
از تو به خاطر اين مستي بي حد سپاسگزارم.
همين و ت.....ما....م.
امروز حال ديگري دارم،
امروز بيشتر از روزهاي قبل دلم را برده اي،
از تو به خاطر اين مستي بي حد سپاسگزارم.
همين و ت.....ما....م.
شما كه فكر مي كني با بالابردن هزينه حكم حكومتي براي رهبري مي تواني راحتتر به شلفته كاري بپردازي!
دوست گرامي!
كه احيانا امروز و فردا مقابل دوربين ها خواهي آمد و مشتي آسمان و ريسمان به هم خواهي بافت!
برادر گرانقدر!
براي عاقبت به خيري ات دعا مي كنم همچنان كه بيش از تو براي خودم از درگاه احديت عاقبت به خيري مي خواهم! باشد كه درسي باشد براي فرزندان انقلاب اين حكايت چند روزه....
آمين
زياده جسارت
مجتبي











بعضي ها آنقدر شوتند و از مرحله پرت كه آدم در حيرت مي ماند. يكي از اين سوپرشوت هاي جالب اين وزير ارشاد خودمان است. اين بابا را يعني گذاشته اند تا فرهنگ اين مملكت را از غربت درآورد، به هر حال يكي از شاهكارهاي دولت دهم كه در هر كوره پشه خانه اي چند صد ميليارد براي فرهنگ تصويب مي كند، همين بابا است.
حتما شنيده ايد اظهار نظر وزير فرهنگ را در مورد حج عمره.
قبل از اصل مطلب: نمي دانم چرا مي نويسم و چه مي خواهم بنويسم اما مي دانم بايد بنويسم فقط بايد نوشت ولو به حد چند خط، از اينكه مطلب به هم ريخته و شايد بي سر و سامان باشد پوزش مي خواهم، بگذاريد به حساب حال و روز اين حقير در اين روزهاي پر ملال ارديبهشت. پيشاپيش صميمانه پذيراي متلك ها، ناسزاها، تهمت ها و... دوستان هستم
...
فعلا بايد به ديوار مشت زد.
حالا بايد دم فروبست و هيچ نگفت.
بايد بغض را فروخورد و به اشك اجازه پرده دري نداد.
بايد آماده بود براي آنكه بني صدر دومي رونمايي شود و منافقين جديدي آرايشش كنند.
ما به هزينه دادن عادت كرده ايم، ما چيزي براي از دست دادن نداريم، ما بدهكاريم، بدهكاريم به انقلاب.
ما عادت داريم به حماقت دوستان، ما بارها تهمت ها را به جان خريده ايم، بارها از ناجوانمردي برخي دوستان به خود پيچيده ايم.
ما از اول باور داشتيم به آنكه بايد در دامنه آتشفشان زندگي كرد، ما هيچ گاه احساس آرامش و رفع خطر نكرديم.
ما هيچ گاه طلبي از كسي نداشتيم، ما همواره نگران كوتاهي در انجام تكليف بوده ايم، ما هميشه تنها بوده ايم و به غربت عادت داريم.
ما هميشه از دولتي شدن و دولتي بودن و مدير شدن و پز مديريت دادن متنفر بوده ايم، ما به ايستادن بر روي پاهاي خودمان و نان گشنگي خوردن عادت كرده ايم.
ما هميشه متهم بوده ايم، از خرداد 76 به تحجر و نفهمي، از خرداد 84 به بي انصافي و نفهمي و حتي نفاق، اما هيچ گاه متهم نكرديم نان به نرخ روز خورهاي ريش دار را و بي مايگان بي ريش را. ما همواره دعا كرده ايم، دعا كرده ايم براي عاقبت به خيري خودمان و براي هدايت ديگران.
ما عادت داريم به آماده باش هميشگي و دائمي و چه كنيم كه بايد استخوان شتر به كمر ببتديم تا مبادا فرصتي چه براي جذب و البته هنگامه اي براي دفع از دست نرود.
ما دل خوش بوده ايم به مشتي استخوان و عكس و حجله و سرمست بوده ايم از همسفري با ساربان اين قافله، هرچند مي بينيم خون دل خوردن ها و جگر خون شدن هايش را.
ما براي اشتباهات خودمان شرمساريم، ما مقصريم، ما متهميم، كوتاهي و قصور از ما بوده است و الا علي كجا و پذيرش حكميت و علي كجا و قبول ابوموسي و علي كجا و ...
ما بايد تاوان افراط و تفريط دوستانمان را بدهيم، همانها كه تمام تخم مرغ هايشان را در يك سبد گذاشتند و دل خوش كردند به آبنبات هاي دولتي و عنوان هاي پوشالي و البته اين افراطيها عادت دارند به چرخش هاي صدوهشتاد درجه و ما هم عادت كرده ايم به تحمل اين دوستان و خون دل خوردن و دم فروبستن.
لعنت به عادت، لعنت به عادت كردن كه مثل خوره اي از درون مي خوردمان، لعنت به عادت كه انگار براي ما كربلا عادت شده است، شكافته شدن فرق علي عادت شده است و ...
ما هابيلي ايم، هابيلي ها عادت دارند به جفاي برادر، عادت دارند به خنجر آشنا و به حسادت و بغض و حماقت دوست.
ما تا آخر هابيلي خواهيم ماند و نمي دانم مي توانيم اين بار پايان ديگري بر اين مرثيه بنويسيم يا نه.
زياده جسارت
مجتبي
شما هم بخوانيد:
2. ما احمدي نژادي نيستيم، ما مستضعفيم
3.سكوت تلخ
سر آن سر که افتد به پای رضا
دل آن دل که دارد هوای رضا
رضای خدا اگر طلب می کنی
دلا! رو طلب کن رضای رضا
به دنیا چه کارش؟ ز دوزخ چه باک؟
جگر خسته ی مبتلای رضا
چه پرسی ز فرمانروای بهشت
چه دانی تو از کبریای رضا؟
چو گردون گردان به فرمان اوست
الا بنده ی بینوای رضا_
بنه سر که سرها ز روز الست
نگون شد به شوق لقای رضا
مبر جان که جانها ز روز ازل
بلی زد به ذوق بلای رضا
علم کرد حق کربلای حسین
که گردد به پا کربلای رضا
نگردد کسی آشنای حسین
مگر آنکه شد آشنای رضا
نبیند کسی رنگ هشتم بهشت
مگر خاک کوی گدای رضا
نه در توس، بر آسمان می زند
خداوند کوس ولای رضا
دوستان عزيز عرب
انقلاب و رهايي از يوغ ديگران به خون نياز دارد خوني كه پاك كننده و پالايش دهنده يك ملت است، نه در تونس انقلابي رخ داده است نه در مصر و نه در ليبي، در يمن و بحرين و مغرب و اردن و عربستان هم هنوز خبر جدي اي نيست؛ فكر مي كنم بايد فرق جنبش و نهضت و شورش و جنگ داخلي و كودتا و شبه كودتا و رفورم و هزار چيز ديگر را با انقلاب براي خودتان مرور كنيد. هنوز كل كشته ها و زخمي هاي هر آنچه در جهان عرب گذشته است به اندازه يك دهم آنچه بر انقلابيون ايران گذشت، نرسيده است. انقلاب خون مي خواهد و فداكاري، انقلاب تغيير فكر و نظام ارزشي مي خواهد و اراده، انقللاب صبر مي خواهد و تحمل، يك انقلاب بسيار جدي تر از آن اتفاقي است كه تاكنون در كشورهاي عرب رخ داده است. اما بايد يك بشارت هم بدهم قدم هاي اول يك انقلاب برداشته شده است. انقلاب جهان عرب تازه در اول راه است.
و اما كلامي هم براي دوستان ايراني
كاش من و شما و دولتي ها و صداوسيما به جاي اين همه ذوق زدگي كمي به كم كاري هايمان فكر مي كرديم. كاش حداقل درك مي كرديم كه آنچه خميني كبير گفته بود و آنچه رهبر انقلاب هر روز برايمان مي گويد چيزي فراتر از افسانه و سياست و نصيحت است، سوگوارانه بايد بگويم ما هنوز در قلبمان به آرمان هاي اين انقلاب و به افق بلند رهبرانش اعتقادي نداريم. اگر اعتقادي بود امروز فقط از شنيدن خبر تحولات دنياي اسلام دل خنك نمي شديم. امروز هر كدام از ما بايد...
زياده جسارت
مجتبي
نشريه نشنال جئوگرافيك در انتشارعكس هاي متنوع به ويژه از حيات وحش
ازسليقه خاصي برخوردار بوده و از نظر كيفيت و سوژه از جمله بهترين نشريات
در انتخاب عكس محسوب مي شود.نشنال جئوگرافيك مجموعه اي از بهترين عكس هاي
پرندگان نادر جهان در سال 2010 را معرفي كرده است كه جام جم آن لاين از ميان آنها 10 عكس
را برگزيده است.اين عكس ها به اندازه اي گويا هستند كه نياز به توضيح و
تفسير زيادي ندارند.
يك لك لك آسيايي صورت قرمز ، عكاس كوان مين لي .
يك جفت اردك ماهيخوار چيني نر و ماده، عكاس مارتين هال.
يك جوجه جغد جنگلي هندي، عكاس جايش كي جوشي.
يك جفت طوطي مشهور به شكم نارنجي استراليايي، عكاس ديويد بويل.
كاكاپو يكي از نادرترين پرندگان جهان، عكاس شين مك لينس.
يك گونه مرغ مگس خوار مشهو به زمرد هندوراسي، عكاس رابرت هيمن.
يك پرنده مشهور به فريگيتبرد كريسمس آيلند، عكاس ديويد بويل.
يك گونه مرغ مگسخوار آبي آراسته پرويي، عكاس دانيل روزن گرين.
يك باستارد بزرگ هندي، عكاس كسابا باركوژي.

حتما برايتان پيش آمده است، گاهي اوقات سينه انسان تنگ مي شود و انگار نفسي بالا نمي آيد. تقصير از من است. هنوز لايق ديدار ضريحش نيستم. دعايم كنيد...

حرفهاي ما هنوز ناتمام
تا نگاه ميكني: وقت رفتن است
باز همان حكايت هميشگي!
پيش از آنكه باخبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير ميشود
آي....
اي دريغ و و حسرت هميشگي!
ناگهان چقدر زود دير ميشود!
خورشید گرفت، پیرمرد می خندید و می گفت بالاخره باید در انرژی صرفه جویی کرد، فقط کاش دولت یارانه گرفتن خورشید را هم برایمان واریز کند. جالب بود مغازه دار می گفت دیگر کارگر هم گیر نمی آید طرف با هشت سر عائله گرفته خونه خوابیده و دارد حالش را می برد. از این چیزها همه مان زیاد شنیده ایم.

و من دارم به این فکر می کنم که اشتباهاتمان تا کجا ادامه خواهد یافت!!!
اين روزها خستگي امانم را بريده است. سه روز تهرانم و مشغول به درس و چهار روز باقيمانده بايد به اندازه هفت روز كاركنم. اما خدا را شكر هنوز روي پا هستم و زنده و سرحال. همه اينها را هم مديون خانواده ام هستم، همسرم و دو پسر شيطون. البته بايد شريك خوب را هم اضافه كنم، دوستي كه از برادر به من نزديكتر است. به همه كارهايم بايد پايان نامه را هم اضافه كنم، پايان نامه اي كه دعا كنيد عاقبتش ختم به خير شود.
اينها را گفتم براي دوستاني كه پيغام دادند كه بريده اي و نيستي و.... . خدا را شكر زنده ام و دعاگوي دوستان.
زياده جسارت
مجتبي

خدا قسمت همه مان كند اين ايام بد جوري سينه ام تنگ مي شود....
همیشه پس از انتشار«هابیل» سیل پیامک و میل و تلفن است که مثل چاقو به سمتمان می آید. با عرض پوزش از همه دوستان، این متن را یکی از دوستان به بهانه پرونده اخیر نشریه هابیل برایم فرستاده بود. دیدم حیف است که بقیه از آن بهره مند نشوند، باز هم پوزش می خواهم....

بیستم جولای ۱۹۶۹، نیل آرمسترانگ به عنوان فرمانده ماه نشین آپولو ۱۱، اولین انسانی بود که بر سطح ماه قدم گذاشت. به لطف فرستندههای تلویزیونی اولین کلمات او به زمین مخابره و توسط میلیونها نفر شنیده شدند: «این گامی کوچک برای انسان، و جهشی عظیم برای انسانیت است.»
ولی درست پیش از بازگشت به ماه نشین، آرمسترانگ جمله معماگونه دیگری را نیز بر زبان راند: «الان وقتشه آقای گورسکی!»خیلی از دستاندرکاران ناسا با شنیدن این جمله آن را نوعی کرکری خوانی با یک فضانورد رقیب روسی ارزیابی کردند. اگرچه بعد از تحقیقات معلوم شد که هیچ فضانوردی، اعم از آمریکایی و یا روسی به نام "گورسکی" در پروژههای فضایی آن دوران وجود نداشته است.
در طول سالیان، افراد زیادی آرمسترانگ را درباره این جمله «الان وقتشه
آقای گورسکی!» سوال پیچ کردند. ولی پاسخ آرمسترانگ همیشه تنها لبخندی بود و بس. در
پنجم جولای ۱۹۹۵، در جلسه پرسش و پاسخی که بعد از یکی از سخنرانیهای
آرمسترانگ در فلوریدا برگزار شده بود، یکی از خبرنگاران دوباره این پرسش ۲۶ ساله را از آرمسترانگ پرسید. اینبار در
میان تعجب عمومی آرمسترانگ آماده پاسخگویی بود. وی با اظهار این که آقای «گورسکی»
فوت کرده و به همین دلیل او احساس میکند که میتواند راز این معما را فاش کند، داستان
را اینگونه برای خبرنگاران مشتاق شرح داد:
یکی از روزهای سال ۱۹۳۸، وقتی که نیل کوچک پسر بچهای ساکن شهرکی واقع در غرب میامی بود، به هنگام بازی بیس بال در محوطه پشت خانهشان ، ضربه شدید دوستش توپ را به حیاط خانه یکی از همسایهها میفرستد و از بخت بد توپ درست در نزدیکی پنجره اتاق خواب این همسایهها که آقا و خانم گورسکی نام داشتند فرود میآید. و آرمسترانگ جوان که یواشکی برای برداشتن توپ داخل حیاط این زوج خزیده بود، صدای فریاد خانم گورسکی را از پنجره اتاق خوابشان به وضوح میشنود:« چی؟؟ سکس؟؟! آقا از من سکس میخوان؟؟! خوب گوشاتو وا کن آقای گورسکی! هر وقت این پسر همسایمون تونست روی ماه راه بره تو هم میتونی{...}!!!
پرخون و سوزان
و گاه فقط می لرزد و فریادی برمی آورد
چه دلی دارد زمین....

شیطان را خطاب به فرشتگان ندا آمد که از پی چه این جاسوس را به جهنم فرستاده اید که آشوبی به پا شده است از خطابه و کلام او.
کلام رند این بود:
با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.


منتظر باشید....
تمام کرده بود، راحت و بدون درد، با چشمان باز و البته مثل همیشه مقابل تلویزیون.
انگار ما هم تسلیم شده ایم، ما هم داریم مردممان را عادت می دهیم به زیست تلویزیونی.
پس دور نیست مرگ های تلویزیونی.....


ممنون...
«آنانکه حسین را خدا پندارند
کفرش به کنار عجب خدایی دارند....»
هنوز لایق دیدار مولا نگشته ام ....
دعا کنید....
شاید برادرش شفیع من مبتلا شود....


عکس بالا جلسه هیات دولت در تاریخ 89/4/20 درست در اوج گرما و تعطیلی عنایتی دولت. دقت کنید آقایان کت و شلواری را در گرمایی که به قول دوستی خر تب می کند.

و البته جالب تر آنجاست که آقای وزیر نیرو با کت و شلوار و در هوای آزاد و در گرمای واقعا طاقت فرسا در ابتدای مصاحبه شان ابتدا توصیه به صرفه جویی کردند و البته طبیعی است که عقلشان نرسد که اولین نکته می تواند پوشش مناسب باشد که سنت الهی آن است که تا مدیر شدی از درک بعضی موارد ابتدایی عاجز می مانی.

جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
سلام عليكم و رحمه الله
بر خود لازم مي دانم مراتب قدرداني و سپاس خود را در مورد اقدام شجاعانه در مورد تعطيلي ادارات دولتي در 20 استان كشور به ويژه استان اصفهان را خالصانه و خاضعانه تقديم نمايم.
محبوبا، هرچند اين حقير براي روز يكشنبه هزار و يك برنامه ريزي كرده بودم و دو جلسه با مسوولان سه لتي(به قول اميرخاني عزيز- شما بخوانيد دولتي)را با هزار نكبت جفت و جور كرده بودم و هرچند اخوي اين حقير به تهران عزيز سفر كرده است، براي امتحان تافل امروز و فردا براي پيگيري امور سربازي و علي رغم آنكه مي دانم بسياري ديگر نيز برنامه هايشان به هم ريخت اما باز هم صميمانه سپاسگزارم.
دلبرا، هر چند تنها كساني كه گرما كوچكترين اثري بر آنها ندارد و آنها همواره به مدد عنايان دولت كريمه در بهترين شرايط كاري هستند، كارمندان دولتند(فقط يك مورد نام ببريد اداره اي كه آب سرد و كولرش جفت و جور نباشد، نامردم اگر 100هزار تومان جايزه ندهم) و هرچند باز هم مطمئنم كه مردم همانقدر كه در روز گرم رفت و آمد مي كنند در تعطيلي عنايتي شما هم در اين گرماي طاقت فرسا باز هم به گشت و گذار خواهند رفت اما باز هم سپاسگزارم.
مهربانا، هرچند چاره صرفه جويي در مصرف انرژي تعطيلي اداراتي كه حداقل لامپ ها و چراغ هايشان را شبها خاموش نمي كنند، نيست اما باز هم سپاسگزارم.
عزيزا، هرچند تمام عالم و آدم داد زده اند و ... خودشان را پاره كرده اند كه تعطيلي ها را زياد نكنيد يا اگر مي كنيد برنامه ريزي شده باشد و شما همچنان همه را پشم ....تان هم حساب نمي كنيد باز هم سپاسگزارم.
مهربانا، هرچند احتمالا فردا به جهت اينكه همه از اقدامات ابلهانه دولت شما عصباني اند و احتمالا مجلس طرحي دوفوريتي را فردا در دستور خواهد گذاشت كه دولت موظف است براي تعطيلي از مجلس مصوبه بگيرد و باز هم يك جنجال بيهوده در كشور راه خواهد افتاد از شما سپاسگزارم.
صديقا، هرچند به تمام مقدسات قسم، اصفهان حالا كه دارم اين نامه را برايت مي نگارم خنك تر از روز قبل است و هرچند بيلبيلك هواشناسي اصفهان كه احتمالا معيار اين مرحمت شما به اين شهر شهيدپرور است، در فرودگاه شهيد بهشتي اين شهر مذهبي است كه در آنجا در خنكي هوا سگ هم لانه نمي گذارد(البته به جهت مسائل امنيتي) و اصفهاني ها مي دانند كه هواي آنجا حداقل به قاعده چند درجه با خود اصفهان توفير دارد اما اين حقير باز هم سپاسگزارم.
جانا، هرچند اقوام اين حقير كه در بلاد خوزستان ساكنند (دايي هاي خانم و...) و درست تر بگويم ساكن اهوازند چند وقتي است كه به شدت از گرمي هوا نالانند و بيشتر ناراحت از دروغ هواشناسي در مورد درجه گرمي هوا كه مبادا تعطيلي اي رخ دهد و حالا يك دفعه به جهت گرمي تهران و چند شهر ديگر و البته به عنايات رسول اعظم(ص) ناگهان يك روز تعطيلي مرحمتي دريافت مي كنند باز هم سپاسگزارم.
قربانت شوم، از اينكه بانك ها را نبستيد و مردم را اسير خودپردازهايي كه از جمعه بي پولند ننموده ايد، سپاسگزارم.
تصدقت، از اينكه احتمالا آمار تهراني هايي كه امروز و فردا در همين شمال خودمان غرق خواهند شد بالا خواهد رفت و كمي پايتخت خلوت تر خواهد شد (خدا رحمتشان كند)،سپاسگزارم.
فدايت، هرچند دوستان از فردا فحش نامه نثار خواهند كرد كه چرا تضعيف حضرتعالي كرده ام و خائن و وطن فروش و جلبك سبز و از اين جور چيزها هستم و البته تعدادي از موس به مزدان(قلم به مزد اينترنتي) برايم به به و چه چه خواهند نوشت و شمار را لايق بدتر از آنچه نوشته ام مي دانند اما باز هم سپاسگزارم.
مذهبا، از اينكه با اعلام اين تعطيلي تعدادي بي حجاب و بدحجاب كمتر از خانه بيرون خواهند آمد و علي القاعده مظاهر بي عفتي كمتر خواهد شد، از طرف خود، علماي اعلام، نيروي انتظامي خدوم و كلا همه صاحبان تكليف، سپاسگزارم.
صاحبا، از اينكه خبري براي سايتها و سوژه اي براي ابلهاني چون من جفت و جور كرده ايد و مهمتر اينكه به اين بهانه آمار مشاهده كنندگان شبكه خبر و اخبار ساعت 14 و سايت هاي خبري خودي را بالا مي بريد، سپاسگزارم.
اكبرا، از طرف كليه ماهواره نشينان به ويژه فارسي وان و بي بي سي و خلاصه همه و همه كه به جهت بي برنامگي و مزخرف بودن برنامه هاي فرداي صدا و سيماي خودمان، مشتريان فراواني خواهند داشت هم سپاسگزارم.
منجيا،از طرف شوراي سياستگذاري ائمه جمعه هم كه ان شاء الله هفته آينده در كليه خطبه هاي نماز جمعه يا در تاييد و يا در رد اين تعطيلي مرحمتي به كليه خطباي جمعه خط خواهند داد هم سپاسگزارم.
استادا، از طرف كليه دانشجوياني كه فردا امتحان دارند و كلا ماليده شد و رفت و البته بعد از امتحان آخري كلي دولت را دعا خواهند كرد به جهت كش دار شدن امتحانات هم سپاسگزارم.
هلوا(همان اي هلوي خودمان)، از اينكه از فردا سير توجيهات و جداول و آمارها در توجيه اقدام خركي دولت شما را به خوردمان خواهند داد هم سپاسگزارم.
جيگرا، از اينكه با هر تعطيلي اي كه مرحمت مي فرماييد ما مي فهميم كه قبلي ها چقدر نامرد بودند كه چيزي مرحمت نمي كردند هم ممنونيم.
نفسا، از اينكه احتمالا فردا با مردم سخن خواهيد گفت و در آن بعد از اشاره حيدري به انتقادات به دولت در مورد افزايش تعطيلي ها احتمالا همه را بي سواد و مغرض خواهيد خواند هم سپاسگزارم.
...ا، از اينكه احتمال دارد همين چند دقيقه بعد سخنگوي دولت حاشا كند و كلا اين قضيه تكذيب شود و نقشه دشمنان براي آزار دولت تلقي شود و در نهايت هم تعطيلي را يك جوري زير سبيلي سر كنيم هم سپاسگزارم.
محمودا، كلي چيز ديگر هم مي شود نوشت اما بي خيال همان آخرش مهم است كه سپاسگزارم.
احمدي نژادا، از اين كه هر روز به ما بيش از پيش حماقتمان را در راي دادن به..... مشخص مي كنيد، بد رقم سپاسگزارم.(اگر فكر مي كنيد اينجا بايد اسم مي آوردم كور خوانده ايد، به هر حال يك جاي حاشايي براي بعد بايد باقي گذاشت و البته از سوي ديگر به قول اين كارگردانان سينما اين آخري را گذاشتم تا مخاطب خودش انتخاب كند)
سپاسگزارم...
سپاسگزارم...
سپاسگزارم...
والسلام علي من اتبع الهدي
م.ش
19تير89
سال همت و كار مضاعف!
به همین راحتی و بدون آنکه بفهمی. اگر خواب باشی که مطمئنا هیچ چیز را حس نمی کنی و اگر بیدار باشی شاید دقایقی بعد ناخودآگاه آنقدر بخارانی اش تا به خون بیافتد و آن وقت است که تازه می فهمی چه بلایی سرت آمده است. زیادند این گَزیدنهای ناخواسته و این نیش خوردن های دردناک...
بر من خرده نگیرید. سه روز هفته تهرانم و بقیه هفته را باید بدوم تا کار هفت روز را در سه روز انجام دهم. پسرها و مادرشان هم شاکی شده اند حسابی. پس حق بدهید لنگ بزنم. کاش فرصتی برای نفس کشیدن پیدا شود. البته دروغ نگویم دارم از زندگی لذت می برم. به قول دوست هندی ام رایما این هم یه جور مازوخیسم شرقی است. فقط مانده ام با این کوه کتاب و جزوه چه کار کنم. دعا کنید برای امتحانات این حقیر سراپا تقصیر. حالا لااقل یه آهی که می تونید برای من بکشید. ممنون...

یادی هم بکنم از دانشجویان موفق:
