بیانیه‌ی شورای سیاست‌گذاری و تحریریه‌ی دوماهنامه‌ی توقیف‌شده‌ی هابیل



 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آن دسته از مخاطبان که «دوماهنامهی هابیل» را با مطالعهی مطالب ده شمارهی منتشرشدهی آن ـ و نه از طریق بولتنها و گزارشها ـ میشناسند، میدانند که این نشریه از پاییز 1385، به‌صورت مستقل و با تحریریه‌ای دانشجو و طلبه، فعالیت خود را در حوزهی تاریخ و فرهنگ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، و با رویکرد تحلیل، نقد، پرسش‌گری و بازخوانی مبانی انقلاب اسلامی و بررسی مسایل اجتماعی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی و بررسی نقادانهی فعالیتها و گفتمانهای رسمی در حوزهی فرهنگ (خصوصاً دفاع مقدس) آغاز کرده است. در این پنج سال و اندی، هابیل کوشیده است فضایی را برای تبادل نظر و گفتوگو پیرامون حوزههای مذکور فراهم سازد و نویسندگان و همکاران قلمی نشریه کوشیدهاند کمابیش با رویکرد و ادبیاتی متفاوت و غیرکلیشهای و از منظر علوم انسانی و اجتماعی، در حد وسع محدود خود، به بخشی از نیازهای فکری و اندیشهای انقلاب اسلامی در مقطع حاضر پاسخ گویند یا به غنای ادبیات مفهومی ـ نظری مرتبط کمک کنند. تحلیل انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی از منظر علوم اجتماعی، نقد اقدامات و رویکردهای رسمی و دولتی به تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس، نقد سیاستهای فرهنگی نظام، بررسی و بازخوانی ایدهی مهندسی فرهنگی، واکاوی رابطهی نسلهای انقلاب، مسألهشناسی در پژوهش، هنر و ادبیات جنگ و... ازجمله محورهای اصلی فعالیت هابیل بودهاند.

ضرورت بازخوانی و گفتوگو پیرامون مبانی و آرمانهای انقلاب اسلامی و نقد وضعیت حاضر با هدف اصلاح، بهبودبخشی و پیرایهزدایی و اعتقاد به لزوم ترویج آزاداندیشی و تضارب آرا و فرهنگ نقد و مدارا، سبب شده بود در هر شمارهی هابیل، بخشی مستقل و مجزا به مجموعهای از یادداشتها از نویسندگان مختلف و با نظرگاههای متفاوت، پیرامون موضوعی واحد اختصاص یابد که بر آن «پاطوق هابیل» نام نهاده شده بود. مهم‌ترین موضوعات پاطوقهای این ده شماره عبارت‌اند از: «دانش‌گاه و دانش‌جو»، «حوزه و روحانیت»، «نسل ما»، «راهیان نور»، «بسیج»، «ما و جنسیت و امر جنسی» و «سربازی و نظام وظیفه».

نخ تسبیحی که این موضوعات ناهمگون را به هم متصل میسازد، تلقیِ لااقل نویسندگان و مسئولین نشریه از «مسأله»بودن این موضوعات در حوزهی فرهنگ و در این مقطع از حیات جمهوری اسلامی بوده است. حضور موضوعات حساسی چون امر جنسی و سربازی در این فهرست نیز بر مبنای این تحلیل بوده است که اینها از جمله موضوعات بسیار مهم و مبتلابه و درعین‌حال مغفول جامعهی امروز بهشمار میروند و نادیدهانگاشتن و نپرداختن به آنها نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه فرصتهای موجود برای هرگونه اصلاح و تجدیدنظر در سیاستها و رویکردهای رسمی را نیز از بین میبرد. طبعاً مسئولین و نویسندگان نشریه به مخاطرهآمیزبودن ورود به این حوزههای ممنوعهانگاشتهشده آگاه بودند؛ اما تعهد اجتماعی و احساس دغدغه، تعلق و مسئولیت نسبت به جامعه و نظام، سبب شد که این مخاطرات را پذیرا شده و به عرصهی نقد سیاستها و عملکردها در مقوله‌ی حجاب و امر جنسی جامعه و نیز نهاد نظام وظیفه و نوع مواجههی گفتمان رسمی نظام با این دو مقوله وارد شوند. ماحصل این ورود، انتشار 12 یادداشت پیرامون جنسیت و امر جنسی و 13 یادداشت پیرامون سربازی در بخش پاطوق دو شمارهی اخیر بوده است که توسط گروهی از استادان دانشگاه، کارشناسان فرهنگی، پژوهشگران و نویسندگان جوان نوشته شدند. این اقدام، از آنجا که براساس دغدغهای فرهنگی انجام شده بود، با استقبال فراوان مخاطبان و اصحاب اندیشه و فکر مواجه شد و دستاندرکاران نشریه را در استمرار مسیری که برگزیده بودند، مصممتر ساخت.

اما در هفتهی گذشته و در آستانه‌ی انتشار شمارهی جدید، به ناگاه و در کمال بهت و حیرت، رونوشت نامهای از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از طریق فاکس به دفتر نشریه ارسال شد که خبر از «توقیف» هابیل توسط «هیئت نظارت بر مطبوعات» به استناد مادهی 12 قانون مطبوعات و ارجاع پرونده به دادگاه میداد؛ درحالیکه هابیل تاکنون هیچ سابقه‌ای از تذکر و اخطار و... در پروندهی فعالیت خود نداشته است. عجیبتر آنکه پس از تحقیق از مراجع رسمی و غیررسمی، روشن شد مستمسک اصلی صدور این حکم، یکی از یادداشت‌های پاطوق جنسیت و امر جنسی شمارهی 5 نشریه که در مرداد و شهریور 1389 منتشر شده، بوده است. یعنی یادداشت «حجاب و زیست‌جهان جنسی» به قلم آقای اکبر جباری که پیش از هابیل در یک سایت خبری مشهور و به نقل از آن در چندین سایت و پایگاه اینترنتی دیگر، و پس از هابیل هم باز به دفعات از جمله در ویژهنامهی «خاتون» روزنامهی ایران منتشر شده و حتی در قالب کتاب «فلسفه، تكثير، جنسيت»1 نیز موفق به کسب مجوز و انتشار شد.

بهموازات این مقاله و در درجات بعدی، برخی مطالب دیگر دو شمارهی اخیر ـ که یکی شانزده ماه و دیگری شش ماه پیش منتشر شده بودند ـ نیز بهعنوان دلایل فرعی و مکمل مدنظر تصمیمگیران بودهاند2. از جمله یادداشت‌های «سکس؛ انسانی یا اقتصادی» (گفتاری از دکتر ابراهیم فیاض)، «فاصلهها و مسألهها» (به قلم محسن حسام مظاهری)، «فرهنگ علمایی و سیاست حجاب اجباری در ایران» (به قلم دکتر شهاب اسفندیاری) در شمارهی 4 (مرداد و شهریور 1389) و یادداشت‌های «انباشت تاریخی یک مسألهی اعتباری»، «سربازی و ملالت‌های آن» و «یک قفس بزرگ» در شمارهی 5 (تیر و مرداد 1390) و حتی فرازی از یادداشت‌های بعدالتحریری سردبیر در هر شماره با عنوان «حیاط خلوت»! هابیل، به دلیل انتشار این مطالب به فهرستی از اتهامات ازجمله انتشار مطالب خلاف عفت عمومی، تبلیغ علیه نظام و حتی توهین به رهبری متهم شده است! ظاهراً کسانی ـ که هویت و انگیزه‌شان هنوز مشخص نیست ـ با رویکرد بولتن‌سازی و عیب‌جویی، دو شماره‌ی اخیر را خط به خط بررسی کرده و هر مطلبی که می‌توانسته دستاویزی برای اقناع اعضای هیئت نظارت در راستای برخورد با هابیل باشد را در بولتنی تهیه و تدوین کرده‌اند. تا جایی که حتی بخش «حیاط خلوت» ـ که حکم پی‌نوشت نشریه را دارد ـ هم از نظر دور نمانده است. و متأسفانه اعضای محترم هیئت نظارت هم متأثر از این بولتن‌سازی به چنان تصمیمی رهنمون شده‌اند.

با عنایت به این موارد، ابهامات و سئوالاتی چند به ذهن خطور می‌کنند:

1.        با توجه به آنکه صدور حکم توقیف توسط هیئت نظارت بر مطبوعات تنها ناظر به مصادیق حاد و بسیار حساس است، اعضای محترم هیئت نظارت چرا و چگونه به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت نشریهی هابیل آن اندازه غیرقابل مدارا و بر سبیل خطا است که چنین برخورد شدیدی را میطلبد؟ آیا واقعاً انتشار مطالب مذکور، با اوصافی که گفته شد، مجازاتی چنین سنگین دربر دارد یا دلیل اصلی توقیف هابیل را باید در جای دیگری جست؟

2.        حتی در فرض پذیرش تخلف از سوی نشریهی هابیل، چه نسبتی میان این تخلف با جنس برخوردی که توسط هیئت نظارت شده است، یعنی شدیدترین مجازات ممکن (توقیف کامل)، میتوان فرض کرد؟ با توجه به سابقه‌ و عملکرد پنج‌ساله‌ی هابیل که بارها حتی توسط برخی نهادها و مسئولین رسمی مورد تشویق قرار گرفته است3.

3.        چگونه است که پس از گذشت شش و در مواردی شانزده ماه از انتشار این مطالب، هیئت نظارت انتشار آنها را خلاف دانسته و به فکر برخورد قاطع افتاده است؟ این فاصلهی زمانی را چطور می‌توان توجیه کرد؟ اگر تخلف به اندازهای حاد و حساس بوده که مستوجب چنین برخورد شدیدی است، چرا هیئت نظارت در تمام این ماهها سکوت کرده و برخوردی نکرده است؟

4.        چه ارتباطی میان برخورد با نشریهی هابیل و پروندهی ویژهنامهی خاتون وجود دارد؟ با توجه به اینکه مطلب اصلی مستمسک برخورد، همان مطلبی است که در آن ویژهنامه منتشر شده و ازجمله موارد اتهامی آن پرونده است و اینکه آقای علیاکبر جوانفکر ـ مدیرمسئول روزنامه‌ی ایران ـ هم در دادگاه و هم در کنفرانس خبری خود پیرامون پروندهی خاتون به انتشار آن مطلب در هابیل اشاره کرده و تصریحاً خواستار برخورد با این نشریه شده بود4.

5.        با اوصافی که ذکر شد آیا این شائبه پیش نمیآید که اعضای محترم هیئت نظارت بر مطبوعات، دانسته یا ندانسته متأثر از یک بازی سیاسی تصمیم به چنین برخورد با نشریهی هابیل گرفتهاند؟

6.        به راستی از توقیف نشریهای مثل هابیل که با انگیزه، همت و هزینه‌ی شخصیِ جمعی از دانشجویان، طلاب، نویسندگان و پژوهشگران نسل سوم انقلاب اسلامی و بدون هیچ وابستگی، حمایت و کمک دولتی و حکومتی منتشر میشد و عمدهی مخاطبان و نویسندگان و همراهانش جوانانی با دغدغهی دین و کشور و انقلاب بودهاند، چه کس یا کسانی سود میبرند؟ و در مقابل چه کس یا کسانی متضرر میشوند؟

7.        آیا صدور چنین حکمی برای نشریهای مستقل و متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی، کمک به بسط آزاداندیشی و فرهنگ نقادی و پرسش‌گری و زمینهسازی برای گسترش فعالیتهای خودجوش در راستای تحکیم مبانی انقلاب اسلامی است یا بهعکس به انسداد فضای فکری، گسترش محافظه‌کاری و انحصارطلبی، تنگ‌شدن فضای تضارب آرا، و دلسردی و سرخوردگی حامیان مستقل و دغدغهمند انقلاب و نظام از فعالیتهای خودجوش مشابه خواهد انجامید؟

پاسخ این پرسش‌ها و پرسش‌های بسیاری از این قبیل را بی‌تردید گذشت زمان روشن خواهد کرد. مسئولین و تحریریهی هابیل در این پیشامد تلخ و باورنکردنی، ضمن تشکر از مراتب همدردی مخاطبان و همراهان نشریه، تمام تلاش خود را از طریق مراجع قضایی مصروف خواهند داشت تا به یاری خدا مانع ایجادشده بر سر فعالیت هابیل برداشته شده و انتشار این نشریه از سر گرفته شود. گرچه استمرار این مسیر، متوقف بر انتشار هابیل و امثال آن نبوده و نخواهد بود.

 

شوراهای سیاستگذاری و تحریریهی دوماهنامه سیاسی فرهنگی هابیل:

مجتبی شاهمرادی، محسن حسام مظاهری، مجتبی مجلسی، سیدعلی کشفی، علیرضا کمیلی، محمد صمدی، حامد صلاحی، احمد ذوعلم

10 بهمن 1390

 

پینوشتها:

1. مشخصات نشر: آبادان: نشر پرسش، 1390.

2. متن کامل تمامی این مطالب در پایگاه اینترنتی نشریه موجود است: www.habil-mag.com.

3. ازجمله: کسب رتبهی دوم مقالات اجتماعی (جشنواره سراسری مطبوعات)، کسب رتبهی دوم رشتهی پژوهش در جشنوارهی کتاب سال دفاع مقدس توسط کتاب «شخم در مزرعه» (مجموعه سرمقالههای هابیل)، کسب رتبهی اول رشتهی مصاحبه در دوازدهمین جشنواره مطبوعات دفاع مقدس (آذر 1390)، غرفه‌ی برگزیده در هجدهمین جشنواره مطبوعات (آبان 1390) و... . طرفه آنکه حکم توقیف درست سه روز پس از اهدای جایزه به هابیل در جشنواره مطبوعات دفاع مقدس به اطلاعمان رسید!

 4. نگاه کنید به لینکهای زیر:

http://www.bornanews.ir/Pages/News-84656.aspx

http://snn.ir/news-13900830123.aspx

 

 

خسته ام....


این دوستانی که دم از جنگ می زنند                      از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند

      همسفره های خلوت آن روزهای ببین                      این روزها چه ساده به هم انگ می زنند

    هرفصل از وحشت رسوا شدن هنوز                      ما را به رنگ جماعتشان رنگ می زنند

     یوسف به بدنامی خود اعتراف کن                       کز هر طرف به پیرهنت چنگ می زنند

بازی عوض شده و همان هم قطارها                    از داخل قطار به ما سنگ می زنند

بیهوده دل نبند به این تخت روی آب                       روزی تمام اسکله ها زنگ می زنند


روزهاي بدي است، خستگي بر تنت مي ماند و لذت كار كردن زهري مي شود بر دهانت. بايد توكل كرد. توكلم كم است و دلم كوچك. برايم دعا كنيد خدا شرح صدر بيشتري دهد. ما با خدا و شهدا معامله كرده ايم و
تا آخر ايستاده ايم.
راستش را بخواهيد بدجور هوايي كربلا شده ام، كمي بيشتر دعا كنيد.