وقتي مديركل مخاطب را احمق بداند واي به حال كارمندان...


نمي دانم اسم برنامه چيست، فقط بهانه اش 24 ساعته شدن برنامه هاي شبكه اصفهان است. اسماعيلي معاون سياسي امنيتي استاندار و كلباسي مدير كل صدا و سيماي استان اصفهان با مجري خانمي در حال گپ و گفتند.                                                                                                                  اسماعيلي كه از مرحله پرت است و مطالب پرتي در مورد جهاني شدن اصفهان با پخش 24 ساعته شبكه استاني مي گويد.                                                                                                           مجري هم از دوست دختر تازه از آمريكا برگشته و علاقه مند به اصفهانش مي بافد.                              كلباسي هم طبق معمول آمار و ارقام صدمن يك غاز مي دهد.                                                اسماعيلي پرواز دارد و زود خداحافظي مي كند و مي رود و بعد از پخش گزارشي كه گزارشگر درپيت شبكه فخيمه استاني در آن دائما از اين و آن مي پرسد كه انتظاراتتان از شبكه بومي چيست و پاسخ دهندگان هم رسما بلاهت ما اصفهاني ها را داد مي زنند، نوبت به خداحافظي كلباسي مي رسد. افاضات خانم مجري جالب است:

(مجري رو به كلباسي): ان شاء الله سلامت باشيد و سايه تان بر سر رسانه مستدام و پاينده باشد...

(مجددا مجري رو به كلباسي): رسانه استاني و همكاران ما با داشتن پير و مرادي مثل شما حتما ....

---------------------------------------------------------

جناب آقاي كلباسي

فرزند حضرت آيت الله كلباسي                                                                                                   خدا بيامرزد پدرتان را اما اي كاش به گوش فرزندشان خوانده بودند آن حديث معروف را كه اگر كسي مسووليتي را قبول كند و بداند فردي بهتر از او مي تواند آن مسووليت را انجام دهد به اسلام خيانت كرده است و ....


آقاي كلباسي

آقازاده گرام                                                                                                                     وهم شما را برندارد عزيز دل برادر! اين شبكه استاني حكم دل پيچه را دارد. فعلا اصفهاني ها دارند با آن مي سازند تا كي وقت بالا آوردنشان برسد. اما خداييش از اعتماد به نفس خركي شما بدجور محظوظيم...

--------------------------------------------------------

جالب است بدانيد:

علی کلباسی فعالیت در صدا و سیما را از سال 1361 با نویسندگی در رادیو شروع کرده و سپس تهیه کنندگی برنامه های متعددی را بر عهده داشته است. وی تحصیلکرده در رشته کارشناسی ارشد مهندسی صنایع با گرایش مدیریت منابع انسانی است. کلباسی مدتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت نیرو مسئولیت داشت اما دوباره در سال 1374 به صدا و سیما بازمی گردد و پس از گذراندن سمت های مدیریت پخش، معاونت سیما، قائم مقامی از سال 1381 به عنوان مدیرکل صدا و سیمای مرکز اصفهان منصوب می شود. شبکه اصفهان اولین شبکه استانی است  که در سال 1375 تاسیس شد. این شبکه همواره به عنوان قطب تولید سریال و تولیدات نمایشی به خصوص در ژانر طنز شناخته شده و حضور پر رنگی در شبکه های سراسری دارد. (ببينيد چه خاكي بر سر ديگر شبكه هاي استاني است، قطبش كه اين باشد واي به حال غيرقطبش)

به نقل از سايت معاونت استانهاي صداوسيما- لينك مطلب

ديگر چشمانت نشاني از صداقت روزهاي اول را ندارند...




قرار است امشب بيايي و مشتي آسمان و ريسمان تحويلمان دهي!!
قرار است امشب بيايي و مشت محكمي به دهن استكبار و ياوه گويان و دشمنان و بدخواهان بزني!!
قرار است امشب بيايي و دل امت حزب الله هميشه در صحنه را شاد كني!!
اما مطمئن باش امشب تلويزيون را خاموش خواهم كرد.
برادر عزيز برايت متاسفم.
حداقل به من ثابت شده است كه ديگر چشمانت نشاني از صداقت روزهاي اول را ندارند.
ما به دنبال آنهايي بوديم كه دنيا را سه طلاقه كرده بودند اما تو ثابت كردي كه دنيا بدجوري به دلت چسبيده است.
برادر عزيز، اميدوارم كه عاقبت به خير شوي و البته براي خودم بيش از تو آرزوي عاقبت به خيري مي كنم.
دروغ چرا، خودم را كه با آن روزهاي تو مقايسه مي كنم، مي بينم كه خيلي كم مي آورم، حسم اين است كه بهتر از من بودي و حالا اين شدي و واي به حال من اگر خدا ياري نكند.
الهم اجعل عواقب امورنا خيرا
زياده جسارت
مجتبي

نپرسيد چرا، نپرسيد از چه كسي، بگذاريد كه سر خوش باشم.


امروز حال ديگري دارم،

امروز بيشتر از روزهاي قبل دلم را برده اي،

از تو به خاطر اين مستي بي حد سپاسگزارم.

                                          همين و ت.....ما....م.

دوست عزيز...

دوست عزيز!

شما كه فكر مي كني با بالابردن هزينه حكم حكومتي براي رهبري مي تواني راحتتر به شلفته كاري بپردازي!

دوست گرامي!

كه احيانا امروز و فردا مقابل دوربين ها خواهي آمد و مشتي آسمان و ريسمان به هم خواهي بافت!

برادر گرانقدر!

براي عاقبت به خيري ات دعا مي كنم همچنان كه بيش از تو براي خودم از درگاه احديت عاقبت به خيري مي خواهم! باشد كه درسي باشد براي فرزندان انقلاب اين حكايت چند روزه....

آمين

زياده جسارت

مجتبي


زیباترین حیوانات وحشی در حال انقراض



در حیات وحش گونه‌های نادری از حیوانات زیبا یافت می‌شود که شماری از آنها در حال انقراض هستند.
 
پلنگ برفی



پلنگ برفی یک گربه وحشی بزرگ است که در کوهستان‌های آسیای مرکزی زندگی می‌کند. جمعیت این پلنگ‌ها مابین 3 هزار و 500 تا 7 هزار عدد برآورد می‌شود.

فلامینگو



فلامینگوها گروهی از پرندگان آبی از خانواده Phoenicopteridae هستند که در کل چهار گونه دارند. 2 گونه در آمریکا و دو گونه در سایر قاره‌ها زندگی می‌کنند.

پاندا



گمان می‌رود که تنها یک هزار و 590 عدد از این پانداهای بزرگ در حیات وحش وجود داشته باشد.

خرس قطبی



خرس قطبی درون محوطه قطبی در اطراف اقیانوس منجمد شمالی زندگی می‌کند. از 19 گونه شناخته شده خرس‌های قطبی، هشت گونه در حال نابودی، سه گونه ثابت و یک گونه در حال افزایش جمعیت هستند. از هفت گونه دیگر اطلاعات کافی در دست نیست.

آرووانا



آرووانا از ماهی‌های استخوان‌داراز خانواده Osteoglossidae هستند که در آب‌های شیرین زندگی می‌کنند.

مارخور



مارخور، بزرگ‌ترین عضو خانواده بزهاست که در شمال شرقی افغانستان، شمال هند و شمال و مرکز پاکستان زندگی می‌کند. شمار آن‌ها کم‌تر از 2 هزار و 500 عدد است و روند رو به کاهش آن‌ها هنوزهم ادامه دارد.


پلنگ پنتر



پلنگ پنتر عضو خانواده گربه سانان و کوچک‌ترین گربه از چهار گونه موجود است. سه گونه دیگر شامل ببر، شیر و جاگوار است.

روباه سرخ



روباه سرخ یک عضو کوچک اندام از خانواده سگ سانان است که در شمال آمریکا و اوراسیا و همچنین شمال آفریقا زندگی می‌کند.

پنگوئن ماژلان



پنگوئن ماژلان یک پنگوئن آمریکایی است که در سواحل آرژانتین و شیلی زندگی می‌کنند. گروهی نیز به برزیل مهاجرت کرده‌اند.


گرگ هیمالیان



گرگ هیمالیان از خانواده سگ سانان، یکی از گونه‌های در حال انقراض است. شمار این گونه حدود 350 عدد است.

منقار شاخی نارکوندام



منقار شاخی نارکوندام که از خانواده Bucerotidae است در جزایر نارکوندام هند زندگی می‌کند.

سوپر شوت فرهنگ دوست...

بعضي ها آنقدر شوتند و از مرحله پرت كه آدم در حيرت مي ماند. يكي از اين سوپرشوت هاي جالب اين وزير ارشاد خودمان است. اين بابا را يعني گذاشته اند تا فرهنگ اين مملكت را از غربت درآورد، به هر حال يكي از شاهكارهاي دولت دهم  كه در هر كوره پشه خانه اي چند صد ميليارد براي فرهنگ تصويب مي كند، همين بابا است.

حتما شنيده ايد اظهار نظر وزير فرهنگ را در مورد حج عمره.

كه بغض فروخورده ام امان ببريد...

قبل از اصل مطلب: نمي دانم چرا مي نويسم و چه مي خواهم بنويسم اما مي دانم بايد بنويسم فقط بايد نوشت ولو به حد چند خط، از اينكه مطلب به هم ريخته و شايد بي سر و سامان باشد پوزش مي خواهم، بگذاريد به حساب حال و روز اين حقير در اين روزهاي پر ملال ارديبهشت. پيشاپيش صميمانه پذيراي متلك ها،  ناسزاها، تهمت ها و... دوستان هستم


...

فعلا بايد به ديوار مشت زد.

حالا بايد دم فروبست و هيچ نگفت.

بايد بغض را فروخورد و به اشك اجازه پرده دري نداد.

بايد آماده بود براي آنكه بني صدر دومي رونمايي شود و منافقين جديدي آرايشش كنند.

ما به هزينه دادن عادت كرده ايم، ما چيزي براي از دست دادن نداريم، ما بدهكاريم، بدهكاريم به انقلاب.

ما عادت داريم به حماقت دوستان، ما بارها تهمت ها را به جان خريده ايم، بارها از ناجوانمردي برخي دوستان به خود پيچيده ايم.

ما از اول باور داشتيم به آنكه بايد در دامنه آتشفشان زندگي كرد، ما هيچ گاه احساس آرامش و رفع خطر نكرديم.

ما هيچ گاه طلبي از كسي نداشتيم، ما همواره نگران كوتاهي در انجام تكليف بوده ايم، ما هميشه تنها بوده ايم و به غربت عادت داريم.

ما هميشه از دولتي شدن و دولتي بودن و مدير شدن و پز مديريت دادن متنفر بوده ايم، ما به ايستادن بر روي پاهاي خودمان و نان گشنگي خوردن عادت كرده ايم.

ما هميشه متهم بوده ايم، از خرداد 76 به تحجر و نفهمي، از خرداد 84 به بي انصافي و نفهمي و حتي نفاق، اما هيچ گاه متهم نكرديم نان به نرخ روز خورهاي ريش دار را و بي مايگان بي ريش را. ما همواره دعا كرده ايم، دعا كرده ايم براي عاقبت به خيري خودمان و براي هدايت ديگران.

ما عادت داريم به آماده باش هميشگي و دائمي و چه كنيم كه بايد استخوان شتر به كمر ببتديم تا مبادا فرصتي چه براي جذب و البته هنگامه اي براي دفع  از دست نرود.

ما دل خوش بوده ايم به مشتي استخوان و عكس و حجله و سرمست بوده ايم از همسفري با ساربان اين قافله، هرچند مي بينيم خون دل خوردن ها و جگر خون شدن هايش را.

ما براي اشتباهات خودمان شرمساريم، ما مقصريم، ما متهميم، كوتاهي و قصور از ما بوده است و الا علي كجا و  پذيرش حكميت و علي كجا و قبول ابوموسي و علي كجا و ...

ما بايد تاوان افراط و تفريط دوستانمان را بدهيم، همانها كه تمام تخم مرغ هايشان را در يك سبد گذاشتند و  دل خوش كردند به آبنبات هاي دولتي و عنوان هاي پوشالي و البته اين افراطيها عادت دارند به چرخش هاي صدوهشتاد درجه و ما هم عادت كرده ايم به تحمل اين دوستان و خون دل خوردن و دم فروبستن.

لعنت به عادت، لعنت به عادت كردن كه مثل خوره اي از درون مي خوردمان، لعنت به عادت كه انگار براي ما كربلا عادت شده است، شكافته شدن فرق علي عادت شده است و ...

ما هابيلي ايم، هابيلي ها عادت دارند به جفاي برادر، عادت دارند به خنجر آشنا و به حسادت و بغض و حماقت دوست.

ما تا آخر هابيلي خواهيم ماند و نمي دانم مي توانيم اين بار پايان ديگري بر اين مرثيه بنويسيم يا نه.

زياده جسارت

مجتبي


شما هم بخوانيد:

1. احمدي نژادي ها

2. ما احمدي نژادي نيستيم، ما مستضعفيم

3.سكوت تلخ

4. كيستي ما