فردا شكل امروز نيست...

این اوج مصیبت انسان عصر ماست :
له کردن آنهایی که نمی فهمیم شان و فهم خود را اوج فهم جهان دانستن .



فردا شكل امروز نيست / زنده ياد نادر ابراهيمي

پشتیبانان سکولار! ؛ شرحی برجایگاه دین،اخلاق وعقل دردفاع ازرهبرانقلاب (1)

توضيح ضروري:
دوست بسيار عزيزم مجتبي مجلسي نقدي بنگاشته بود بر برنامه نه چندان دلچسب وصف گل، منطقي و مستدل. حضرات مسوول برنامه برآشفتند و سيل تهديدها به سويش جاري شد و او مثل هميشه باز مطلبي نوشت تا به كج فهمان بفماند كه بايد گفتگو كرد به جاي تهديد.
بازنشر اين مطلب نوعي اعلام حمايت است، رسما از آنچه مجتبي عزيز نگاشته است حمايت مي كنم و آن را مصداق بارز آرمانخواهي انقلابي مي دانم.

  یادداشت مهمان از مجتبی مجلسی؛

یک تیپ اشخاص و دوستانی که همیشه با آن‌ها در فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی مواجه شده‌ام و سعی در حفظ فاصله از آن‌ها داشته‌ام –جهت دوری و دوستی - افرادی بوده‌اند که - به قول دوست شفیقی - با وجود این‌که در ظاهر محاسنی به‌هم زده‌اند و در باطن استغفار دارند و در نیمه‌ی شب نافله‌ی سوزناک می‌خوانند، در عمل، اندیشه‌ای سکولار دارند. آن هم سکولاری خطرناک‌تر از سکولار واقعاً سکولار!

این تیپ و سبک زندگی را من از این جهت سکولار - به تعریف خودم - می‌نامم که به جدایی عرصه‌ی سیاست و اجتماع از عرصه‌ی تعقل، دین و اخلاق فتوا می‌دهد. یعنی تصریح می‌کند تو تمام مناسک دینی را انجام بده، در مسائل فردی پای‌بند دین باش، ولی در عرصه‌ی سیاست و اجتماع به صِرف مقدس بودن هدف؛ تعقل، دین و اخلاق را به کناری بگذار. یعنی بدون این که فلان نشریه را بخوانی، بکوب. یعنی بدون این که کتاب‌های «آ» و «ب» و «پ» را بخوانی، نقدشان کن و فتوا به بی‌دینی‌شان بده. فیلمِ «آ» و «ب» و «پ» را بدون این که ببینی به دیوار بزن.

این نوع سکولاریسم در نیت و هدف‌ این دوستان نیست که از اتفاق در نیت و هدف دوستان، لااقل دین نقش ممتازی ایفا می‌کند ولی در مورد وسیله‌‌های رسیدن به این هدف است که دین و عقل نقش و جایگاهی ندارد. به بیان دیگر هدف؛ توجیه‌گر عقلی و دینی برای وسیله می‌شود.

تا این‌جای قضیه آن‌قدر برای‌مان عادی شده وآن‌قدر افراد زیادی از این تیپ دیده‌ایم و گاهی خودمان به آن دچار شده‌ایم که همیشه از کنارشان گذشته‌ایم.

تا این‌جای بحث، سلب یک نفر یا یک جریان یا یک اندیشه است که به مذاق این جماعت خوش نیامده و دارند با تمام قوای خودشان به آن حمله‌ور می‌شوند. مصیبت اصلی –که مورد نظر است - از زمانی آغاز می‌شود که این جماعت قصد کند با همین سبک اندیشه از کسی یا جریان حقی حمایت و طرفداری و پشتیبانی کند! این‌جاست که باید گفت و حتی فریاد زد که: «بد دفاع کردن» بیش از «خوب حمله کردن» به نفع دشمن است!

یکی از شاهكارهای این تیپ اشخاص که این‌جا قصد آسیب‌شناسی آن را داریم دفاع و پشتیبانی آن‌ها از «رهبر حکیم انقلاب» است. حال تصور کنید فرد یا افرادی در دفاع و ترویج گوهر ارزشمندی چون رهبرفرزانه انقلاب؛ دین، اخلاق و تعقل را محور کار خود قرار ندهند؟! چگونه؟! عرض خواهم کرد.

من همین‌جا از افرادی که ممکن است خطاب من در ادامه‌ی نوشتار باشند عذرخواهی می‌کنم. همان‌گونه که نوشتم در هدف و نیت پاک این دوستان شکی نیست، مشکل من وسیله‌ی دوستان برای رسیدن به این هدف است که ظلمی آشکار به رهبری است. ظلم به شخص رهبری برای من سنگین‌تر از آن است که بخواهم از اشتباه این اشخاص چشم‌پوشی کنم. خصوصاً که قبلاً مکتوب و شفاهی سعی داشته‌ام اشتباهشان را گوشزد کنم که متأسفانه سیل پیام‌ها، پیامک‌ها و تلفن‌های ناشناس به سمت غیرمنطقی کردن ماجرا پیش رفت! امیدوارم این یادداشت فتح باب خوبی باشد برای گفت‌وگو؛ تا دوستان به جای تهدید، استدلال را چاشنی کارشان قراردهند. ان‌شاءالله.

***

چندی است یکی از سایت‌های اینترنتی که مرکزیتی در شهرمان دارد اقدام به برگزاری یک کنگره شعر در وصف رهبر انقلاب اسلامی با عنوان «وصف گُل» نموده است. پوستری هم گذاشته‌اند که عکسی است از آقا در میان کلی گُل و زیرش هم بزرگ نوشته‌اند: «وصف این گُل مدح زهرا و علی است»! محورها و موضوعات پیشنهادی هم خواندنی است! و بیشتر حول همین محتوا!


بنده معتقدم این حرکت –گرچه ممکن است در ذهن و نیت برگزارکنندگان آن این‌گونه نباشد –کاملاً بر همین اندیشه‌ی سکولار محور منطبق است یعنی نه تعقل نه دین در آن نقشی ندارد! چگونه؟ بگذارید از جنبه بعیدش، یعنی تهی بودن این حرکت از دین بنویسم. نمی‌دانم ولی اگر برگزارکنندگان این کنگره مرجع‌تقلیدشان شخص آقا باشد و یا لااقل به وجوب اطاعت از ولی‌فقیه معتقد؛ حضرت آقا حداقل در بیش از چندین مورد –که در ادامه می‌آید و از اتفاق دو موردش ارتباط مستقیم با شهر اصفهان دارد –صراحتاً از هرگونه حرکت متملقانه، سبُک و دون شأن رهبری خصوصاً اگر پای قیاس –هر چند بعید - با معصومین هم وسط بیاید نه تنها نهی؛ بلکه تعابیری به کار برده‌اند که پشت هردلسوزی را می‌لرزاند و به درد می‌آورد.

پس حداقل اگر حُرمت تکرار این‌گونه حرکت‌ها را بتوان برای دلخوشی توجیه کرد - که از قضا در توجیه آقایان هم سرآمدند –اما لااقل جانب احتیاط شرعی را که می‌شود رعایت کرد؟ به هرحال نظر صریح ولی‌فقیه است و اطاعتش واجب شرعی!

بگذریم که آقایان توجیه‌ و عذر بدتر از گناهشان این است که: «وظیفه‌ی ما این است که برگزار کنیم و وظیفه‌ی آقا –صد البته! - این است که مخالفت کنند!!!!»

اما جنبه‌ی تعقل؛ دوستان برگزارکننده بسیار بر جنبه‌ی هنری کار تأکید دارند. و این هنر را هم به این می‌دانند که کنگره‌شان شعر است، شعر هم هنر است پس ما کار هنری کرده‌ایم! (در باز است، «باز» هم یک نوع پرنده است؛ پس در پرنده است!)

دوستان گرامی؛ زبان هنر ظرافت دارد. کاری است کاملاً تخصصی و حساس! اهل فن می‌خواهد و باید با زبان هنر سراغ اهلش رفت. این‌که یک سایت اینترنتی که نه مخاطبش، نه محتوایش و نه سبک و سیاقش با شعر و شاعری و هنر ارتباطی ندارد، فراخوان کنگره‌ی شعر بزند و نه دبیری معرفی کند و نه کمیته‌ی داوری؛ از همین حالا نتایجش مشخص است: احتمالاً آثار رسیده می‌شود دل‌نوشته‌های برخی خواهران محترمه به همراه اشعار بی‌وزن و قافیه‌ای که به دنبال مطرح شدن هستند. حال این کنگره از صدقه سر پول بیت‌المال، تبلیغات آن‌چنانی و جوایز آن‌چنانی هم بدهد، فقط همین مخاطبین در محدوده‌ی وسیع‌تری تکثیر می‌شوند! آن‌چیزی که این وسط ذبح می‌شود موضوعی است که برای آن فراخوان داده‌اند یعنی رهبر انقلاب! و شأن والای ایشان.کیلو کیلو هم گزارش نوشته می‌شود که ما با زبان شعر و هنر چه‌کار کرده‌ایم و چه‌قدر چه شده است و چه‌قدر به‌به و چه‌چه!!

اما آن‌چه ظلم مضاعف به رهبری است نه این موارد –که تسامحاً می‌شود از کنارشان گذشت و چه بسیار متأسفانه گذشته‌ایم - بلکه مخدوش کردن چهره‌ی ایشان در بین عموم مردم چه داخل و چه خارج از کشور است. در فضای باز اخبار و اطلاعات، دشمنی که نتوانسته در روش و منش و سخن رهبری به قول خودشان نقطه‌ای حتی خاکستری پیدا کنند؛ شاد وشنگول می‌شود که بیا و ببین: تملق! بیا و ببین فلان و فلان! بیا و ببین ما که گفتیم فلان! این هم شاهد مثالش: کنگره سراسر تملق با نام «وصف گل»!!‌ کلی هم تحلیل می‌گذارد رویش. (مصادیقش این چند روزه فراوان است! که در قسمت‌های آینده‌ی مقاله جداگانه به آن خواهم پرداخت.) خلاصه؛ کنگره‌ی شعر می‌شود –که شده است متأسفانه –خوراک یک جنگ روانی برای مخدوش کردن چهره‌ی رهبری. رهبری که در واقع مخالف سرسخت چاپلوسی و تملق و قیاس ایشان با معصومین است و منش و سخنان‌ایشان مؤید همین مطلب؛ را این دوستان با کمک دشمنان داخلی و خارجی جور دیگری نمایش می‌دهند! ناظر خارجی از بیرون و مخاطب شبهه‌دار داخلی هم فکر می‌کنند این تملق‌ها، کلیشه‌بازی‌ها یک رویه‌ی حکومتی در ایران است! آن‌وقت در ذهنش تصویری از رهبر انقلاب نقش می‌بندد که دست پخت این آقایان است! که امیدوارم فردای قیامت جوابگوی این ظلم عظیم باشند.

در ضمن دوستان دچار توهم نشوند که:«کار سایت‌های ضد انقلاب مضحکه کردن است شما توقع دارید دشمنان قسم خورده‌ی نظام از این کنگره حمایت کنند!» چون دشمنان قسم‌خورده‌ی نظام از سر عصبانیت و این‌که وای این‌ها آخر کار فرهنگی –هنری هستند بشتابید که ما بیچاره شدیم و... این کنگره را مضحکه نکرده‌اند، در واقع عصبانی نشده‌اند بلکه برعکس شاد و شنگول شده‌اند! و ته دلشان کلی دعا درحق شما به عنوان برگزارکنندگان این کنگره‌ی شعر کرده‌اند چون خوراک تبلیغاتی برای آن‌ها فراهم نموده‌اید! کلی تلاش کردند که به خیال خام خودشان ایران را کره‌شمالی معرفی کنند و رهبرمان را .... بگذریم. دست‌پخت دوستان را نباید بیش از این هم زد...

اما می‌رسیم به صحبت‌هایی از رهبرانقلاب که ظاهراً آقایان نمی‌خواهند بشنوند و یا برایشان اهمیتی ندارد! یا باز هم توجیه می‌کنند که من نمی‌توانم توجیه‌شان را این‌جا بیاورم. سراسر توهین به شخص رهبری است! اصلاً این دوستان راه‌های بهتری برای پشتیبانی از آقا دارند، ما درک‌مان نمی‌رسد:

 

1.بنده، وقتی این کلمات را می‏شنوم، حقیقتاً متأذّی می‏شوم.

در تاریخ 24/6/77 در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران، قبل از بیانات مقام معظم رهبری سرودی اجرا شد و در آن مصرعی بود که جمع باهم می‌خواندند «سرور ما، خامنه‌ای». ایشان در همان جلسه تذکر دادند و فرمودند: «یک نکته هم درباره این سرود زیبایی که برادران اجرا کردند، عرض کنم: من خواهش می‏کنم که الفاظ این اشعار و سرودها را از کلمات مبالغه‏آمیز خالی کنید. هم شأن شما این است که در این راه‌ها پیش‌قدم باشید و هم حقیقت قضیه این است.بنده افتخارم به این است که بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم. «سَروَر» فقط خدای متعال است و به امر او و در پیروی و عبودیّت او بندگان صالحِ برجسته و معصومین علیهم‏السّلام‏اند. ما بندگانی ناقص، نارسا، و ضعیف هستیم. بزرگ‌ترین هنر ما این است که بتوانیم در لابه‏لای همه ضعف‌هایی که داریم، کاری انجام دهیم که ان‏شاءاللَّه طبق وظیفه باشد. این کلمات مبالغه‏آمیز را حذف کنید. بنده، وقتی این کلمات را می‏شنوم، حقیقتاً متأذّی می‏شوم

 

2. بنده تنم می‏لرزد!

در 12/8/80 در دیدار با جوانان اصفهان، قبل از فرمایشات رهبر انقلاب، کسی ایشان را «علی زمان» خواند، در همان جلسه این‌گونه تذکر دادند: «اگر کسی در مقابل جوانان ادّعا کند و بگوید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد و همان قالبی را که اسلام خواسته، ما پیاده می‏کنیم، گزاف گفته است. به‏هیچ‏وجه این‏طور نیست. خود ما انسان‌های ضعیفی هستیم. وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین علیه‏السّلام یا اسم مبارک ولیّ‏عصر روحی‏فداه را می‏آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می‏آورند، بنده تنم می‏لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کم‌ترین و کوچک‌ترین شاگردان آن‌ها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آن‌ها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشیِ فداشده در کربلای امام حسین علیه‏السّلام کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی‏شویم. اما آن‌چه که حقیقت است، این است که ما به عنوان مسلمانانی که راهمان را شناخته‏ایم، تصمیم خود را گرفته‏ایم و نیروی خود را برای این راه گذاشته‏ایم؛ با همه وجود در این راه حرکت می‏کنیم و ادامه خواهیم داد. نواقصی در کار ما وجود دارد؛ همه این نواقص هم قابل حلّ است. البته وقتی این نواقص را حل کنیم، این‏طور نیست که به غایت مطلوب رسیده‏ایم؛ نه، راه کمال تمام‏نشدنی است. در این جاده‏ای که ما حرکت می‏کنیم، هر کیلومتر به کیلومترِ آن توقّف ممنوع است؛ نباید توقف کرد؛ هم‌چنان باید جلو رفت. بسیاری از مشکلات کنونی که ملت و کشور ما با آن‌ها دست به گریبان است، قابل حلّ است.»

 

3. اين كار غلط است!

«براساس گزارش كيهان»، در اقدامي بي‌سابقه، امسال در يكي از استان‌ها(اصفهان) به مناسبت سال‌روز تولد رهبر انقلاب جشني برپا و از برخي مسوولان براي حضور در اين مراسم دعوت كرده بودند. پس از رسيدن اين خبر به آيت‌الله العظمی خامنه‌اي، ايشان در حاشيه‌ی برگه‌اي كه حاوي آن خبر بود نوشته‌اند: «اين كار غلط است، اين تولد و امثال آن هيچ جشني ندارد، برگزاركنندگان، مسئولِ وقت و عمر و اموالي هستند كه در اين كار صرف و ضايع مي‌شود. من از كسي كه براي تولد من جشن مي‌گيرد به هيچ وجه متشكر نمي‌شوم و او را مسئول زيان‌هاي اين كار هم مي‌شناسم.» خبرگزاری فارس  3/5/86

 

4. اگر هزينه داشته باشد، اشكال هم دارد.

«البته من اين نكته را حتماً تذكر بدهم؛ گاهى اوقات اين شعارى كه ما براى سال اعلام مي‌كنيم، بعد ناگهان مى‌بينيم همه‌ى در و ديوارهاى تهران و شهرهاى ديگر پر شده از تابلو، كه اين شعار رويش نوشته شده. اين فايده‌اى ندارد. گاهى كارهاى پرهزينه‌اى انجام مي‌گيرد؛ چه لزومى دارد؟ آن‌چه كه من از مسئولين و از مردم عزيزمان توقع دارم، اين است كه اين شعار را بشنوند، باور كنند و دنبال كنند. تابلو كردن و در و ديوار را پر كردن و عكس زدن و اين‌ها هيچ لزومى ندارد. اگر هزينه‌اى نداشته باشد، لزومى ندارد؛ اگر هزينه داشته باشد، اشكال هم دارد. هيچ لزومى ندارد كارهاى پرهزينه را انجام بدهند.» بیانات در حرم مطهر رضوی در آغاز سال 90

 

5. اين‌ها ضد تبليغ هم هست!

«من يك گلايه‌ى كوچكى هم دارم؛ چند روز است منتظر فرصتى بودم كه اين گلايه را هم عرض بكنم. آن گلايه اين است كه من وقتى توى خيابان‌هاى كرمانشاه رفتم، ديدم به شكل غير متعارفى عكس‌هاى بزرگى از چهره‌ى اين حقير در مسير نصب شده - به افراط، به اسراف - حتّى به نظرم در راه پاوه كه مي‌رفتيم، من ديدم در بعضى جاها توى جاده هم عكس نصب كرده‌اند؛ چرا؟ اين همه عكس! اين كار چند تا اشكال دارد: يكى اين‌كه اين‌ها هزينه‌بر است، خرج دارد - من اطلاع دارم، مي‌دانم - و كارى است كاملاً غير لازم، با هزينه‌ى سنگين؛ خب، اين توجيهى ندارد. ثانياً اين نحوه‌ى كار كردن و عكس‌زدن و تبليغ‌هاى اين‌جورى، مناسب وضع ما و شأن نظام جمهورى اسلامى و شأن طلبگى ما نيست؛ اين‌جور كارها مال ديگران است. كار ما بايستى با بساطت و سادگى پيش برود. اين‌جور كارهاى رنگ و لعاب‌دار، متناسب با وضع ما نيست؛ و البته از لحاظ فنى هم كسى نگاه كند، اين‌ها ضد تبليغ هم هست. حالا اگر كسى هم مي‌خواهد واقعاً يك محبتى بكند، اين‌ها كارهائى است كه خيلى تأثير ندارد؛ تأثيرات عكس هم دارد. به هر حال من گلايه‌مند شدم، منتها ندانستم كه به كى بايد اين گله را بگويم؛ كدام‌يك از دستگاه‌هاى مختلف در اين زمينه دست‌اندركار بودند و آن‌ها اين فكر را، اين عمل را، اين اقدام را كردند؛ ديدم بهترين جا، همين جاست؛ اين چند روزه، جاى ديگرى فرصت پيش نيامد. به هر حال اين‌جور كارها خوب نيست. اين را همه‌ى دوستان، مسئولان و همكاران بدانند؛ اين سبك كار كردن و تبليغاتِ اين شكلى، باب انقلاب و نظام اسلامى نيست.» ۱۳۹۰/۰۷/۲۸

 

6. این‌جور بیانات، به ضرر من است!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب پیش از ظهر امروز در دیدار با نماینگان مجلس در واکنش به سخنان تملق آمیز یکی از نماینگان فرمودند: «این مطالبى که برادر عزیزمان بعد از صحبت‌هاى آقاى لاریجانى فرمودند، واقعاً من را شرمنده می‌کند. ولو می‌دانم از روى محبت و اخلاص و صفاست –در این تردیدى نیست –لیکن این‌جور بیانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوینده است.» ایشان افزودند:«نبایستى این بیانات به این شکل بیان شود. یک مجموعه‌ى زمانى تصادفاً کنار هم قرار گرفته‌ایم و داریم با هم کار می‌کنیم؛ من یک کار می‌کنم، شما یک کار می‌کنید. این‌جور تعبیرات، تعبیراتى نیست که انسان را خوش بیاید یا کمکى به کار پیشرفت انسان بکند. ما همگى بندگان خدا هستیم و ان‌شاءالله خدمتگزاران مردم هم باشیم.»

***

و آخر این‌که؛ همه‌ی ما اگر منصوب آقا نباشیم منسوب به ایشان هستیم! این نسبت مسئولیت دارد. لطفاً لوازمش را رعایت کنید! اگر در دشمنی با کسانی که شما آن‌ها را دشمنان ایشان می‌پندارید اخلاق، دین و تعقل را به کار نمی‌برید - که شاهدش بنده در این چند روز هستم –لااقل در دفاع از ایشان کمی دین‌مدار، معقول و بااخلاق باشید.

بنده در دفاع از ظلمی که به رهبری رفته است با کسی شوخی ندارم! با اسم و رسم آمده‌ام و با افتخار حرف زده‌ام! انتظاری هم که دارم این است که دوستانی که حرف‌های من را نمی‌پسندند و معتقدند باید جور دیگری از رهبری دفاع کرد جرأت این را داشته باشند با اسم و رسم خودشان نقد کنند و حتی پیامک‌های تهدیدآمیز بفرستند! با تشکر.


لينك مطلب در سايت رويش نيوز

 لينك فراخوان همايش وصف گل

بیانیه‌ی شورای سیاست‌گذاری و تحریریه‌ی دوماهنامه‌ی توقیف‌شده‌ی هابیل



 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آن دسته از مخاطبان که «دوماهنامهی هابیل» را با مطالعهی مطالب ده شمارهی منتشرشدهی آن ـ و نه از طریق بولتنها و گزارشها ـ میشناسند، میدانند که این نشریه از پاییز 1385، به‌صورت مستقل و با تحریریه‌ای دانشجو و طلبه، فعالیت خود را در حوزهی تاریخ و فرهنگ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، و با رویکرد تحلیل، نقد، پرسش‌گری و بازخوانی مبانی انقلاب اسلامی و بررسی مسایل اجتماعی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی و بررسی نقادانهی فعالیتها و گفتمانهای رسمی در حوزهی فرهنگ (خصوصاً دفاع مقدس) آغاز کرده است. در این پنج سال و اندی، هابیل کوشیده است فضایی را برای تبادل نظر و گفتوگو پیرامون حوزههای مذکور فراهم سازد و نویسندگان و همکاران قلمی نشریه کوشیدهاند کمابیش با رویکرد و ادبیاتی متفاوت و غیرکلیشهای و از منظر علوم انسانی و اجتماعی، در حد وسع محدود خود، به بخشی از نیازهای فکری و اندیشهای انقلاب اسلامی در مقطع حاضر پاسخ گویند یا به غنای ادبیات مفهومی ـ نظری مرتبط کمک کنند. تحلیل انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی از منظر علوم اجتماعی، نقد اقدامات و رویکردهای رسمی و دولتی به تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس، نقد سیاستهای فرهنگی نظام، بررسی و بازخوانی ایدهی مهندسی فرهنگی، واکاوی رابطهی نسلهای انقلاب، مسألهشناسی در پژوهش، هنر و ادبیات جنگ و... ازجمله محورهای اصلی فعالیت هابیل بودهاند.

ضرورت بازخوانی و گفتوگو پیرامون مبانی و آرمانهای انقلاب اسلامی و نقد وضعیت حاضر با هدف اصلاح، بهبودبخشی و پیرایهزدایی و اعتقاد به لزوم ترویج آزاداندیشی و تضارب آرا و فرهنگ نقد و مدارا، سبب شده بود در هر شمارهی هابیل، بخشی مستقل و مجزا به مجموعهای از یادداشتها از نویسندگان مختلف و با نظرگاههای متفاوت، پیرامون موضوعی واحد اختصاص یابد که بر آن «پاطوق هابیل» نام نهاده شده بود. مهم‌ترین موضوعات پاطوقهای این ده شماره عبارت‌اند از: «دانش‌گاه و دانش‌جو»، «حوزه و روحانیت»، «نسل ما»، «راهیان نور»، «بسیج»، «ما و جنسیت و امر جنسی» و «سربازی و نظام وظیفه».

نخ تسبیحی که این موضوعات ناهمگون را به هم متصل میسازد، تلقیِ لااقل نویسندگان و مسئولین نشریه از «مسأله»بودن این موضوعات در حوزهی فرهنگ و در این مقطع از حیات جمهوری اسلامی بوده است. حضور موضوعات حساسی چون امر جنسی و سربازی در این فهرست نیز بر مبنای این تحلیل بوده است که اینها از جمله موضوعات بسیار مهم و مبتلابه و درعین‌حال مغفول جامعهی امروز بهشمار میروند و نادیدهانگاشتن و نپرداختن به آنها نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه فرصتهای موجود برای هرگونه اصلاح و تجدیدنظر در سیاستها و رویکردهای رسمی را نیز از بین میبرد. طبعاً مسئولین و نویسندگان نشریه به مخاطرهآمیزبودن ورود به این حوزههای ممنوعهانگاشتهشده آگاه بودند؛ اما تعهد اجتماعی و احساس دغدغه، تعلق و مسئولیت نسبت به جامعه و نظام، سبب شد که این مخاطرات را پذیرا شده و به عرصهی نقد سیاستها و عملکردها در مقوله‌ی حجاب و امر جنسی جامعه و نیز نهاد نظام وظیفه و نوع مواجههی گفتمان رسمی نظام با این دو مقوله وارد شوند. ماحصل این ورود، انتشار 12 یادداشت پیرامون جنسیت و امر جنسی و 13 یادداشت پیرامون سربازی در بخش پاطوق دو شمارهی اخیر بوده است که توسط گروهی از استادان دانشگاه، کارشناسان فرهنگی، پژوهشگران و نویسندگان جوان نوشته شدند. این اقدام، از آنجا که براساس دغدغهای فرهنگی انجام شده بود، با استقبال فراوان مخاطبان و اصحاب اندیشه و فکر مواجه شد و دستاندرکاران نشریه را در استمرار مسیری که برگزیده بودند، مصممتر ساخت.

اما در هفتهی گذشته و در آستانه‌ی انتشار شمارهی جدید، به ناگاه و در کمال بهت و حیرت، رونوشت نامهای از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از طریق فاکس به دفتر نشریه ارسال شد که خبر از «توقیف» هابیل توسط «هیئت نظارت بر مطبوعات» به استناد مادهی 12 قانون مطبوعات و ارجاع پرونده به دادگاه میداد؛ درحالیکه هابیل تاکنون هیچ سابقه‌ای از تذکر و اخطار و... در پروندهی فعالیت خود نداشته است. عجیبتر آنکه پس از تحقیق از مراجع رسمی و غیررسمی، روشن شد مستمسک اصلی صدور این حکم، یکی از یادداشت‌های پاطوق جنسیت و امر جنسی شمارهی 5 نشریه که در مرداد و شهریور 1389 منتشر شده، بوده است. یعنی یادداشت «حجاب و زیست‌جهان جنسی» به قلم آقای اکبر جباری که پیش از هابیل در یک سایت خبری مشهور و به نقل از آن در چندین سایت و پایگاه اینترنتی دیگر، و پس از هابیل هم باز به دفعات از جمله در ویژهنامهی «خاتون» روزنامهی ایران منتشر شده و حتی در قالب کتاب «فلسفه، تكثير، جنسيت»1 نیز موفق به کسب مجوز و انتشار شد.

بهموازات این مقاله و در درجات بعدی، برخی مطالب دیگر دو شمارهی اخیر ـ که یکی شانزده ماه و دیگری شش ماه پیش منتشر شده بودند ـ نیز بهعنوان دلایل فرعی و مکمل مدنظر تصمیمگیران بودهاند2. از جمله یادداشت‌های «سکس؛ انسانی یا اقتصادی» (گفتاری از دکتر ابراهیم فیاض)، «فاصلهها و مسألهها» (به قلم محسن حسام مظاهری)، «فرهنگ علمایی و سیاست حجاب اجباری در ایران» (به قلم دکتر شهاب اسفندیاری) در شمارهی 4 (مرداد و شهریور 1389) و یادداشت‌های «انباشت تاریخی یک مسألهی اعتباری»، «سربازی و ملالت‌های آن» و «یک قفس بزرگ» در شمارهی 5 (تیر و مرداد 1390) و حتی فرازی از یادداشت‌های بعدالتحریری سردبیر در هر شماره با عنوان «حیاط خلوت»! هابیل، به دلیل انتشار این مطالب به فهرستی از اتهامات ازجمله انتشار مطالب خلاف عفت عمومی، تبلیغ علیه نظام و حتی توهین به رهبری متهم شده است! ظاهراً کسانی ـ که هویت و انگیزه‌شان هنوز مشخص نیست ـ با رویکرد بولتن‌سازی و عیب‌جویی، دو شماره‌ی اخیر را خط به خط بررسی کرده و هر مطلبی که می‌توانسته دستاویزی برای اقناع اعضای هیئت نظارت در راستای برخورد با هابیل باشد را در بولتنی تهیه و تدوین کرده‌اند. تا جایی که حتی بخش «حیاط خلوت» ـ که حکم پی‌نوشت نشریه را دارد ـ هم از نظر دور نمانده است. و متأسفانه اعضای محترم هیئت نظارت هم متأثر از این بولتن‌سازی به چنان تصمیمی رهنمون شده‌اند.

با عنایت به این موارد، ابهامات و سئوالاتی چند به ذهن خطور می‌کنند:

1.        با توجه به آنکه صدور حکم توقیف توسط هیئت نظارت بر مطبوعات تنها ناظر به مصادیق حاد و بسیار حساس است، اعضای محترم هیئت نظارت چرا و چگونه به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت نشریهی هابیل آن اندازه غیرقابل مدارا و بر سبیل خطا است که چنین برخورد شدیدی را میطلبد؟ آیا واقعاً انتشار مطالب مذکور، با اوصافی که گفته شد، مجازاتی چنین سنگین دربر دارد یا دلیل اصلی توقیف هابیل را باید در جای دیگری جست؟

2.        حتی در فرض پذیرش تخلف از سوی نشریهی هابیل، چه نسبتی میان این تخلف با جنس برخوردی که توسط هیئت نظارت شده است، یعنی شدیدترین مجازات ممکن (توقیف کامل)، میتوان فرض کرد؟ با توجه به سابقه‌ و عملکرد پنج‌ساله‌ی هابیل که بارها حتی توسط برخی نهادها و مسئولین رسمی مورد تشویق قرار گرفته است3.

3.        چگونه است که پس از گذشت شش و در مواردی شانزده ماه از انتشار این مطالب، هیئت نظارت انتشار آنها را خلاف دانسته و به فکر برخورد قاطع افتاده است؟ این فاصلهی زمانی را چطور می‌توان توجیه کرد؟ اگر تخلف به اندازهای حاد و حساس بوده که مستوجب چنین برخورد شدیدی است، چرا هیئت نظارت در تمام این ماهها سکوت کرده و برخوردی نکرده است؟

4.        چه ارتباطی میان برخورد با نشریهی هابیل و پروندهی ویژهنامهی خاتون وجود دارد؟ با توجه به اینکه مطلب اصلی مستمسک برخورد، همان مطلبی است که در آن ویژهنامه منتشر شده و ازجمله موارد اتهامی آن پرونده است و اینکه آقای علیاکبر جوانفکر ـ مدیرمسئول روزنامه‌ی ایران ـ هم در دادگاه و هم در کنفرانس خبری خود پیرامون پروندهی خاتون به انتشار آن مطلب در هابیل اشاره کرده و تصریحاً خواستار برخورد با این نشریه شده بود4.

5.        با اوصافی که ذکر شد آیا این شائبه پیش نمیآید که اعضای محترم هیئت نظارت بر مطبوعات، دانسته یا ندانسته متأثر از یک بازی سیاسی تصمیم به چنین برخورد با نشریهی هابیل گرفتهاند؟

6.        به راستی از توقیف نشریهای مثل هابیل که با انگیزه، همت و هزینه‌ی شخصیِ جمعی از دانشجویان، طلاب، نویسندگان و پژوهشگران نسل سوم انقلاب اسلامی و بدون هیچ وابستگی، حمایت و کمک دولتی و حکومتی منتشر میشد و عمدهی مخاطبان و نویسندگان و همراهانش جوانانی با دغدغهی دین و کشور و انقلاب بودهاند، چه کس یا کسانی سود میبرند؟ و در مقابل چه کس یا کسانی متضرر میشوند؟

7.        آیا صدور چنین حکمی برای نشریهای مستقل و متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی، کمک به بسط آزاداندیشی و فرهنگ نقادی و پرسش‌گری و زمینهسازی برای گسترش فعالیتهای خودجوش در راستای تحکیم مبانی انقلاب اسلامی است یا بهعکس به انسداد فضای فکری، گسترش محافظه‌کاری و انحصارطلبی، تنگ‌شدن فضای تضارب آرا، و دلسردی و سرخوردگی حامیان مستقل و دغدغهمند انقلاب و نظام از فعالیتهای خودجوش مشابه خواهد انجامید؟

پاسخ این پرسش‌ها و پرسش‌های بسیاری از این قبیل را بی‌تردید گذشت زمان روشن خواهد کرد. مسئولین و تحریریهی هابیل در این پیشامد تلخ و باورنکردنی، ضمن تشکر از مراتب همدردی مخاطبان و همراهان نشریه، تمام تلاش خود را از طریق مراجع قضایی مصروف خواهند داشت تا به یاری خدا مانع ایجادشده بر سر فعالیت هابیل برداشته شده و انتشار این نشریه از سر گرفته شود. گرچه استمرار این مسیر، متوقف بر انتشار هابیل و امثال آن نبوده و نخواهد بود.

 

شوراهای سیاستگذاری و تحریریهی دوماهنامه سیاسی فرهنگی هابیل:

مجتبی شاهمرادی، محسن حسام مظاهری، مجتبی مجلسی، سیدعلی کشفی، علیرضا کمیلی، محمد صمدی، حامد صلاحی، احمد ذوعلم

10 بهمن 1390

 

پینوشتها:

1. مشخصات نشر: آبادان: نشر پرسش، 1390.

2. متن کامل تمامی این مطالب در پایگاه اینترنتی نشریه موجود است: www.habil-mag.com.

3. ازجمله: کسب رتبهی دوم مقالات اجتماعی (جشنواره سراسری مطبوعات)، کسب رتبهی دوم رشتهی پژوهش در جشنوارهی کتاب سال دفاع مقدس توسط کتاب «شخم در مزرعه» (مجموعه سرمقالههای هابیل)، کسب رتبهی اول رشتهی مصاحبه در دوازدهمین جشنواره مطبوعات دفاع مقدس (آذر 1390)، غرفه‌ی برگزیده در هجدهمین جشنواره مطبوعات (آبان 1390) و... . طرفه آنکه حکم توقیف درست سه روز پس از اهدای جایزه به هابیل در جشنواره مطبوعات دفاع مقدس به اطلاعمان رسید!

 4. نگاه کنید به لینکهای زیر:

http://www.bornanews.ir/Pages/News-84656.aspx

http://snn.ir/news-13900830123.aspx

 

 

دور كاري...

شريكمان رفته است دور كاري و پدر ما را درآورده، شده ام پيك. گه گاهي هم اپراتور ارسال كننده ايميل. بايد هر روز كلي سي دي و كتاب ببرم و بياورم. خداييش جان مي كند شريكم. هر بار كه كامپيوترش را مي برد خانه به چند روز نمي كشد كه بيرونش مي كنند. وقتي كه دفتر است، ديگر وقت خانه مال اهل بيت است و بس. خلاصه...

امروز كه رييس جمهور داشت در مورد دوركاري صحبت مي كرد يك دفعه جرقه اي به ذهنم زد، ناب و عالي. مي دانيد اگر 45 درصد كاركنان بروند دوركاري چقدر فرصت شغلي براي پيك ها ايجاد مي شود. اصلا روي اينترنت و اينها حساب نكنيد كه قطعي دارد و بي خيالي. جنبه ديگر دور كاري هم تعطيلي اختياري دولتي است. دولت هر وقت كه بخواهد يا اينترنت را قطع مي كند يا پيك ها رامعاف.

خلاصه حالي به حولي است اين دوركاري...

هیئت رئیسه مجلس از پرونده‌های زیر بغل رئیس جمهور می‌ترسد...

مقدمه:
مي خواستم در مورد استفتاء بنويسم، ديدم محمد معماريان نوشته است، كوتاه و موجز و خواندني؛ به قول طلبه ها مختصر النافع. اين چند خط را بخوانيد و بعد متن زير را.

علی مطهری در جلسه بررسی استعفای خود، ترس از بیان مطالبی که در مناظرات انتخاباتی رخ داد را عامل عزم هیئت رئیسه در عدم به جریان افتادن طرح سئوال از رئیس جمهور خواند و گفت: نمی‌توان گفت چون فردی تعدادی پرونده زیر بغل دارد و جسارت لازم را هم دارد همه باید مطابق میل او رفتار کنیم تا دوره اش به سر رسد.
به گزارش جهان مطهری با بیان اینکه متاسفم که راهی جز استعفا باقی نمانده است، گفت: بارها آنچه را که مخالفان طرح سئوال از رئیس جمهور به عنوان دلایل خود برای عدم طرح سئوال از رئیس جمهور در صحن علنی مجلس مطرح می کردند در ذهن خود مرور کردم اما قانع نشدم. آنها بیداری اسلامی در منطقه، خوشحالی بی بی سی و صدای آمریکا از طرح سئوال از رئیس جمهور، تحریم و اینکه از خاتمی سئوالی از صحن علنی مجلس پرسیده نشده بود را به عنوان دلایلی برای مخالفت خود مطرح می کردند.
وی با بیان اینکه اگر بخواهیم به این دلایل توجه کنیم باید وظایف نمایندگی را ببوسیم و کنار بگذاریم، گفت: تا زمانی که آرمان فلسطین و پایبندی جمهوری اسلامی به اسلام و این آرمان وجود دارد تحریم ها و قطعنامه ها ادامه خواهد یافت و ما هیچ گاه فرصتی برای انجام وظایف قانونی خود به دست نخواهیم آورد.
وی با طرح این سئوال که با سئوال از رئیس جمهور چه اتفاقی قرار بود در کشور رخ دهد که معاونان پارلمانی وزرا و معاون پارلمانی رئیس جمهور از یک طرف و هیئت رئیسه از طرف دیگر مانند دو تیغه قیچی به طراحان سئوال فشار می آوردند؟ گفت: هیئت رئیسه قرار بود سئوالات مطرح شده از رئیس جمهور را به کمیسیون ها ارائه دهد تا کمیسیون ها با حضور نمایندگان رئیس جمهور آن را بررسی کنند و در صورت عدم اقناع نظرات سئوال در صحن مطرح شود.
نماینده تهران با تاکید کرد: آیا این روش برای اداره کشور بهتر است یا روشی که الان دولت و مجلس از طریق مطبوعات پیش گرفته اند و یکدیگر را گلوله باران می کنند.
وی با تاکید بر اینکه با سئوال از رئیس جمهور قصد تحقیر و مفتضح کردن رئیس جمهور را نداریم ، گفت: ما آقای احمدی نژاد را دوست داریم.
مطهری تصریح کرد: احمدی نژاد خدمات زیادی همراه با خطاهای زیادی داشته است و خوب است کسانی که افراط کرده اند و کتاب احمدی نژاد معجزه هزاره سوم را نوشتند امروز کتاب خدمت ها و خطاهای احمدی نژاد را بنویسند.
نماینده تهران افزود: اگر آقای لاریجانی که داماد ما هم هست در جایگاه ریاست جمهوری چنین خطاهایی را انجام می داد من از ایشان هم سئوال می کردم.
وی افزود: لاریجانی داماد ناخلفی است چون با طرح سئوال همراهی نکرد.
لاریجانی هم در پاسخ گفت: مراقب خودتان و همشیرتان باشید.
مطهری با تشکر از صد نماینده ای که با امضای طرح سئوال از رئیس جمهور رشد اجتماعی و سیاسی خود را به نمایش گذاشتند گفت: من با انتشار اسامی نمایندگان منصرف شده از طرح سئوال از رئیس جمهور مخالف بودم زیرا نمایندگان باید بتوانند با کمال آزادی طرح سئوال را امضا کرده و در کمال آزادی پایدار بمانند و یا آن را پس بگیرند.


وی با تاکید بر اینکه هیئت رئیسه باید در بررسی طرح سئوال از رئیس جمهور بی طرف می ماند، گفت: اگر هیئت رئیسه از همان ابتدا طرح سئوال از رئیس جمهور را به جریان می انداخت مسئله پس گرفتن امضاها پیش نمی آمد چون وقتی نمایندگان می بینند هیئت رئیسه در مورد طرح سئوال مردد است امضاهای خود را پس می گیرند.
به گزارش مهر مطهری با اشاره به اینکه برخی از اعضای هیئت رئیسه همراه با دولت برای پس گرفتن امضاهای طرح سئوال از رئیس جمهور تلاش می کردند، گفت: اولین جرقه امضای طرح سئوال از رئیس جمهور زمانی زده شد که رئیس جمهور برای اجرای قانون اختصاص بودجه به شهرداری و مترو گفت من این را قانون نمی دانم و اجرا نمی کنم.
وی علل طرح سئوال از رئیس جمهور را تشریح کرد و گفت: اظهارات احمدی نژاد مبنی بر اینکه مجلس در راس امور نیست و یا انتقاد وی از مجریان قانون حجاب و عفاف و عدم اجرای دقیق قانون هدفمند کردن یارانه ها و نپرداختن بخش صنعت و کشاورزی از این قانون از علل مهم طرح سئوال از رئیس جمهور بود.
وی افزود: تایید اظهارات منحرفانه مشایی مبنی بر قرار دادن مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام، عزل متکی در زمان ماموریت به سنگال، معرفی وزیر ورزش و جوانان پس از گذشت ۵ ماه از ابلاغ قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان و در پایان مقاومت ۱۱ روزه رئیس جمهور در مقابل حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب مبنی بر ابقای وزیر اطلاعات از دلایل مهم نمایندگان برای طرح سئوال از رئیس جمهور بود.
مطهری با اشاره به ۲ منطق مخالفان طرح سئوال از رئیس جمهور گفت: برخی معتقدند که گذشته ها گذشته و نباید این موضوعات را پیگیری کرد و یا مجلس باید با این رفتارها با تساهل و تسامح برخورد کند باید گفت همه دولت ها میل به طغیان و سرکشی دارند و از نظارت گریزان هستند اما مجلس باید بر آنها نظارت کنند. قوه مقننه نباید ثناگوی دولت باشد.
نماینده تهران فرمایشات مقام معظم رهبری در دانشگاه کرمانشاه را بطلان نظریه برخی نمایندگان مبنی بر اینکه اگر لازم باشد رهبری اقدام می کند، خواند و گفت: تصور برخی از اصل ولایت فقیه مضحک است و خیال می کنند ولی فقیه تکالیف را از گردن ما ساقط می کند.
مطهری با اشاره به روند ارائه طرح سئوال از رئیس جمهور به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: به مرور امضاهای طرح سئوال از رئیس جمهور به حد نصاب رسید. اما مدتی معطل کردیم تا شرایط مناسب فراهم شود و جلسه ای با شورای داوری فراکسیون اصولگرایان برای بررسی طرح سئوال از رئیس جمهور گذاشتیم. اعضای این شورا نیز با طرح چنین سئوالی موافق بودند.
وی با بیان اینکه در این میان نامه ای برای مقام معظم رهبری فرستادم متن کامل این نامه را قرائت کرد.
به گفته مطهری در این نامه آورده است: به استحضار می رساند که قصد و نیت همه سئوال کنندگان قرار دادن دولت در ریل قانون و تقویت نظام جمهوری است، ظن قوی دارم که این اقدام موجب تفاهم بیشتر دولت و مجلس خواهد شد.
وی افزود: در ادامه این نامه آمده است شاید مهمترین اثر این سئوال این باشد که رئیس جمهور دیگر نمی تواند به آسانی بگوید فلان قانون را قبول ندارم و اجرا نمی کنم زیرا می فهمد که به زودی باید در محضر مجلس حاضر شود و توضیح بدهد، این کار را به صلاح کشور و برای آینده نظام جمهوری اسلامی مفید می دانم. اگر رئیس جمهور فرد دیگری هم بود اینجانب به همین ترتیب عمل می کردم. ما نیز همانند حضرتعالی معتقدیم که دولت باید دوره ۴ ساله خود را به پایان برساند اما در مسیر ریل گذاری شده توسط مجلس.

وی اعلام کرد که در بخش دیگری از این نامه تاکید کرده است: برداشت شخصی من این است که حضرتعالی اگر این کار به صورت منطقی و اخلاقی و به دور از جنجال صورت گیرد مخالفتی ندارید.
مطهری در نامه خود با اشاره به اینکه شورای داوری فراکسیون اصولگرایان برای بررسی این موضوع برگزار کردند موافقت خود را با طرح سئوال با اکثریت آرا اعلام کردند افزوده است: بنابراین این سئوال با حمایت از روحانیون مجلس و صد نماینده امضا کننده مطرح شده است و نمایندگانی که امضا نکردند اکثرشان موافق با طرح سئوال هستند اما مطاحظاتی دارند. بسیاری از آنها نیز به این دلیل امضا نکردند که کار از سئوال گذشته که باید استیضاح کرد و عدم کفایت سیاسی را مطرح نمود. ما با این تندروی ها به شدت مخالفیم.
مطهری گفت که در پایان این نامه تصریح کرده است: درخواست اینجانب از حضرتعالی این است دست ما را در انجام دادن این کار باز بگذارید و قطعا ما کار را به گونه ای هدایت خواهیم کرد که به نفع دولت و مجلس و به طور کلی نظام جمهوری اسلامی تمام شود و مردم دنیا دریابند که دموکراسی واقعی در جمهوری اسلامی ایران است. قبلا از حسن تدبیر حضرتعالی سپاسگزارم. چنانچه مخالفت فرمایید مطیع امر خواهیم بود. در صورت لزوم خدمت خواهم رسید.
مطهری پس از قرائت این نامه گفت: ظن قوی دارم که بیانات رهبری در میان دانشجویان کرمانشاه پاسخ به این نامه و متن استعفا نامه بنده است.
وی افزود: ایشان فرمودند نمایندگان مجلس در بخش های خودشان مسئولیت های مشخص دارند. بر همه اینها رهبری نه می تواند دخالت کند نه حق دارد دخالت کند نه قادر است دخالت کند.
نماینده تهران افزود: بنابراین خودداری هیئت رئیسه در به جریان انداختن طرح سئوال از رئیس جمهور ارتباطی به رهبری ندارد و تنها این احتمال باقی می ماند که ترس از بیان مطالبی که در مناظرات انتخاباتی رخ داد عامل عزم هیئت رئیسه در عدم به جریان افتادن طرح این سئوال است. البته این دلیل درست نیست. نمی توان گفت چون فردی تعدادی پرونده زیر بغل دارد و جسارت لازم را هم دارد همه باید مطابق میل او رفتار کنیم تا دوره اش به سر رسد. ضمن اینکه این امر منحصر به تریبون مجلس نیست و رئیس جمهور محترم در هر هفته بارها فرصت بیان آنچه که مایل است به گوش ملت برسد دارد.
مطهری با بیان اینکه استعفای من از آن جهت است که احساس می کنم مجلس قادر به انجام برخی کارهای بزرگ و اساسی در جهت استیفای حقوق ملت نیست گفت: حقیقت فدای برخی مصلحت ها می شود که در واقع مصلحت نیستند. مجلس مانند کارخانه ای است که با ۵۰ درصد ظرفیت اسمی خود کار می کند ما می خواهیم آن را به صد در صد یا حداقل ۹۰ درصد برسانیم.
مطهری با تاکید بر اینکه مجلس هم مانند هر اجتماع مدنی قابل رشد و انحطاط است، گفت: باید با آزاد گذاشتن نمایندگان زمینه های رشد مجلس را فراهم کنیم. فرضا طرح سئوال از رئیس جمهور طرح اشتباهی هم باشد هیئت رئیسه اجازه دهد به جریان افتد اگر آثار سوئی داشته باشد نماینده فعلی در نوبت بعد تجربه بیشتری به دست می آورد.
وی با بیان اینکه اگر هیئت رئیسه مانند پدری که دائما به فرزندان خود امر و نهی می کند مانع آزمون و خطای نمایندگان شود هیچ گاه مجلس رشد پیدا نمی کند اظهار داشت: اقتدار مجلس موجب اقتدار نظام است چه در زمان دولت اصولگرا و چه در زمان دولت اصلاح طلب.
نمانیده تهران تاکید کرد: من به برخی از برادران اصولگرا که مخالف طرح سئوال بودند می گفتم اگر در آینده یک رئیس جمهور اصلاح طلب روی کار بیاید و بگوید من فلان قانون را اجرا نمی کنم شما قادر به سئوال از رئیس جمهور نخواهید بود چون امروز با آن مخالفت کردید.
وی تاکید کرد ما باید به گونه ای سخن بگوییم و موضع بگیریم که چه در زمان دولت اصولگرا و چه در زمان دولت اصلاح طلب و چه در زمانی که در قوه مجریه یا مقننه هستیم حرفمان یکی باشد.
وی با اشاره به اینکه در نظام جمهوری اسلامی دو نهاد است مانع استبداد دولت ها می شوند، گفت: ولایت فقیه و مجلس شورای اسلامی مانع استبداد دولت ها می شوند در این میان این مجلس است که باید سپر ولایت فقیه باشد نه اینکه ولایت فقیه سپر مجلس باشد.
مطهری افزود: کسانی که به دنبال سپر قرار دادن رهبری در مقابل مجلس هستند عافیت طلب و خودخواه هستند.
وی با تحلیل این موضوع چرا مجلس به اینجا رسید که سئوال از رئیس جمهور به صورت یک تابو در آمده و هنوز نتوانسته ایم آن را بشکنیم گفت: به نظر من یکی از علل تابو شدن طرح سئوال از رئیس جمهور بت سازی است آن هم توسط اطرافیان این موضوع اختصاص به دوران رئیس جمهوری آقای احمدی نژاد هم ندارد. در دوره سازندگی و اصلاحات نیز صدق می کند. آنقدر فردی را به اعتبار رای مردم بالا می بریم که جرات پرسیدن یک سئوال از او را پیدا نمی کنیم.

وی افزود: گاهی هم امر بر خود فرد مشتبه می شود و حرفهایی می زند در قالب یک ایدئولوژی و می گوید ما جنگ فرهنگی نداریم. جنگ فرهنگ با فرهنگ معنا ندارد این اظهارات درست نقطه مقابل تاکیدات رهبر انقلاب بر تهاجم فرهنگی است و یا در مقابل رسیدگی به پرونده فساد اقتصادی برخی اعضای کابینه دولت می گویند کابینه خط قرمز است.
مطهری با بیان اینکه عده ای در پرتو این اظهارات حاشیه امن پیدا می کنند و اختلاس هزار میلیاردی رخ می دهد گفت: وقتی فردی به عنوان رئیس جمهور با رای بالا انتخاب می شود فکر می کند می تواند مسیر فرهنگ، اقتصاد و سیاست خارجی را عوض کند در حالیکه رئیس جمهور یک مجری است و باید سیاست های کلان را اجرا کند.
وی در پایان با تاکید بر اینکه اکنون که قادر به استیفای بخشی از حقوق قانونی وکلای خود نیستم استعفا می دهم گفت: هیئت رئیسه روز یکشنبه اعلام کرد که سئوالات به کمیسیون ها ارجاع می شود اما اقدامی نشد استعفای من به معنای مختومه شدن طرح سئوال از رئیس جمهور نیست.

به نقل از جهان نيوز

گزارش ارتش سایبری سپاه ازمیزان مراجعه کاربران ایرانی به سایت های مستهجن

كاملا بدون شرح، بريد حالشو ببريد...

توضیح ضروری:این پست را پیش از عید فطر آماده کرده بودم اما حالا آپ می کنم.

معاون اطلاعات سپاه فجر استان فارس گفت: بر اساس تحقیقات ارتش سایبری سپاه در زمینه مراجعه کاربران ایرانی به سایت‌های غیراخلاقی، شیراز رتبه ششم کشور را دارد.به گزار ش جهان به نقل از فارس، ابراهیم بیانی در جمع مدیران و فرماندهان پایگاه مقاومت ادارات استان فارس اظهار داشت: بر اساس این آمار استان‌های تهران، یزد و اصفهان در رده‌های نخست تا سوم قرار دارند.بیانی ادامه داد: همچنین بر اساس آمار دیگری در زمینه استفاده کاربران اینترنت از سایت‌های غیراخلاقی  در بین ۱۸۲ کشور جهان تهران مقام نخست و شیراز رتبه پانزدهم را به خود اختصاص داده است.وی بیان کرد: با این آمار تکان دهنده چگونه ممکن است با وجود ماهواره‌ها دیگر انگیزه‌ای برای حضور جوانان در مساجد، روزه گرفتن و انجام فریضه امر به معروف باشد.

معاون اطلاعات سپاه فجر استان فارس بیان کرد: یکی از موضوعاتی که دشمن از آن برای جدایی مردم از دین و تهی کردن نظام استفاده می‌کند ابزار فرهنگی و بهره‌گیری از سایت‌های اینترنتی فاسد، شبکه‌ها و آنتن‌های ماهواره است که قارچ گونه در حال رشد هستند.


بیانی ادامه داد: ایجاد اباهی‌گری و تعطیل کردن امر به معروف و نهی از منکر در کشور، با هجمه سنگین از طریق ماهواره‌ها که امروز بیش از ۵۰ درصد مردم از آن استفاده می‌کنند از برنامه‌های اصلی دشمنان است.

معاون اطلاعات فرمانده سپاه فجر استان فارس خاطرنشان کرد: هجمه به ارزش‌های دینی جامعه از جمله حجاب، عفاف، نوع‌دوستی، پرکاری و توسعه بی‌بند و باری نیز از اهداف دیگر دشمنان است که در شبکه‌های ماهواره‌ای روی آن کار می‌کنند.

وی تصریح کرد: استفاده از ماهواره‌ها و پیگیری مختلف آن به نوعی در جامعه اسلامی ایران تاثیر گذاشته است که طبق آمار، افرادی نیز به علت سیگنال ندادن برخی شبکه‌های خارجی از جمله فارسی‌وان اقدام به خودکشی کرده و یا مانع رفت و آمدهای خانوادگی شده‌اند.
این مقام مسئول تصریح کرد: پدران و مادران باید با هوشیاری مراقب فرزندان خود باشند که آنان دچار هجمه شدید ماهواره‌ها و توسعه ترویج بی‌بند و باری نشوند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به هفته دولت اشاره کرد و اظهار داشت: کار مسئولان نظام تنها نباید روبان چینی باشد و آنان باید تلاش کنند که با عملکرد خود کاری نکنند که مردم که ولی نعمت هستند از آنان جدا شوند.
بیانی ادامه داد: مردم هستند که بر ما منت دارند اما پاسخگویی به مردم در برخی ادارات شایسته آداب اسلامی نیست و کار مردم با امروز و فردا شدن به تعویق می‌افتد.

 به نقل از جهان نيوز

درد...


شاید «درد» را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد


اما

«درمان» که نباشی، «نامرد» می شوی.



                                                                                * با تصرف و تلخیص از....

وقتي مديركل مخاطب را احمق بداند واي به حال كارمندان...


نمي دانم اسم برنامه چيست، فقط بهانه اش 24 ساعته شدن برنامه هاي شبكه اصفهان است. اسماعيلي معاون سياسي امنيتي استاندار و كلباسي مدير كل صدا و سيماي استان اصفهان با مجري خانمي در حال گپ و گفتند.                                                                                                                  اسماعيلي كه از مرحله پرت است و مطالب پرتي در مورد جهاني شدن اصفهان با پخش 24 ساعته شبكه استاني مي گويد.                                                                                                           مجري هم از دوست دختر تازه از آمريكا برگشته و علاقه مند به اصفهانش مي بافد.                              كلباسي هم طبق معمول آمار و ارقام صدمن يك غاز مي دهد.                                                اسماعيلي پرواز دارد و زود خداحافظي مي كند و مي رود و بعد از پخش گزارشي كه گزارشگر درپيت شبكه فخيمه استاني در آن دائما از اين و آن مي پرسد كه انتظاراتتان از شبكه بومي چيست و پاسخ دهندگان هم رسما بلاهت ما اصفهاني ها را داد مي زنند، نوبت به خداحافظي كلباسي مي رسد. افاضات خانم مجري جالب است:

(مجري رو به كلباسي): ان شاء الله سلامت باشيد و سايه تان بر سر رسانه مستدام و پاينده باشد...

(مجددا مجري رو به كلباسي): رسانه استاني و همكاران ما با داشتن پير و مرادي مثل شما حتما ....

---------------------------------------------------------

جناب آقاي كلباسي

فرزند حضرت آيت الله كلباسي                                                                                                   خدا بيامرزد پدرتان را اما اي كاش به گوش فرزندشان خوانده بودند آن حديث معروف را كه اگر كسي مسووليتي را قبول كند و بداند فردي بهتر از او مي تواند آن مسووليت را انجام دهد به اسلام خيانت كرده است و ....


آقاي كلباسي

آقازاده گرام                                                                                                                     وهم شما را برندارد عزيز دل برادر! اين شبكه استاني حكم دل پيچه را دارد. فعلا اصفهاني ها دارند با آن مي سازند تا كي وقت بالا آوردنشان برسد. اما خداييش از اعتماد به نفس خركي شما بدجور محظوظيم...

--------------------------------------------------------

جالب است بدانيد:

علی کلباسی فعالیت در صدا و سیما را از سال 1361 با نویسندگی در رادیو شروع کرده و سپس تهیه کنندگی برنامه های متعددی را بر عهده داشته است. وی تحصیلکرده در رشته کارشناسی ارشد مهندسی صنایع با گرایش مدیریت منابع انسانی است. کلباسی مدتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت نیرو مسئولیت داشت اما دوباره در سال 1374 به صدا و سیما بازمی گردد و پس از گذراندن سمت های مدیریت پخش، معاونت سیما، قائم مقامی از سال 1381 به عنوان مدیرکل صدا و سیمای مرکز اصفهان منصوب می شود. شبکه اصفهان اولین شبکه استانی است  که در سال 1375 تاسیس شد. این شبکه همواره به عنوان قطب تولید سریال و تولیدات نمایشی به خصوص در ژانر طنز شناخته شده و حضور پر رنگی در شبکه های سراسری دارد. (ببينيد چه خاكي بر سر ديگر شبكه هاي استاني است، قطبش كه اين باشد واي به حال غيرقطبش)

به نقل از سايت معاونت استانهاي صداوسيما- لينك مطلب

ديگر چشمانت نشاني از صداقت روزهاي اول را ندارند...




قرار است امشب بيايي و مشتي آسمان و ريسمان تحويلمان دهي!!
قرار است امشب بيايي و مشت محكمي به دهن استكبار و ياوه گويان و دشمنان و بدخواهان بزني!!
قرار است امشب بيايي و دل امت حزب الله هميشه در صحنه را شاد كني!!
اما مطمئن باش امشب تلويزيون را خاموش خواهم كرد.
برادر عزيز برايت متاسفم.
حداقل به من ثابت شده است كه ديگر چشمانت نشاني از صداقت روزهاي اول را ندارند.
ما به دنبال آنهايي بوديم كه دنيا را سه طلاقه كرده بودند اما تو ثابت كردي كه دنيا بدجوري به دلت چسبيده است.
برادر عزيز، اميدوارم كه عاقبت به خير شوي و البته براي خودم بيش از تو آرزوي عاقبت به خيري مي كنم.
دروغ چرا، خودم را كه با آن روزهاي تو مقايسه مي كنم، مي بينم كه خيلي كم مي آورم، حسم اين است كه بهتر از من بودي و حالا اين شدي و واي به حال من اگر خدا ياري نكند.
الهم اجعل عواقب امورنا خيرا
زياده جسارت
مجتبي

دوست عزيز...

دوست عزيز!

شما كه فكر مي كني با بالابردن هزينه حكم حكومتي براي رهبري مي تواني راحتتر به شلفته كاري بپردازي!

دوست گرامي!

كه احيانا امروز و فردا مقابل دوربين ها خواهي آمد و مشتي آسمان و ريسمان به هم خواهي بافت!

برادر گرانقدر!

براي عاقبت به خيري ات دعا مي كنم همچنان كه بيش از تو براي خودم از درگاه احديت عاقبت به خيري مي خواهم! باشد كه درسي باشد براي فرزندان انقلاب اين حكايت چند روزه....

آمين

زياده جسارت

مجتبي


سوپر شوت فرهنگ دوست...

بعضي ها آنقدر شوتند و از مرحله پرت كه آدم در حيرت مي ماند. يكي از اين سوپرشوت هاي جالب اين وزير ارشاد خودمان است. اين بابا را يعني گذاشته اند تا فرهنگ اين مملكت را از غربت درآورد، به هر حال يكي از شاهكارهاي دولت دهم  كه در هر كوره پشه خانه اي چند صد ميليارد براي فرهنگ تصويب مي كند، همين بابا است.

حتما شنيده ايد اظهار نظر وزير فرهنگ را در مورد حج عمره.

كه بغض فروخورده ام امان ببريد...

قبل از اصل مطلب: نمي دانم چرا مي نويسم و چه مي خواهم بنويسم اما مي دانم بايد بنويسم فقط بايد نوشت ولو به حد چند خط، از اينكه مطلب به هم ريخته و شايد بي سر و سامان باشد پوزش مي خواهم، بگذاريد به حساب حال و روز اين حقير در اين روزهاي پر ملال ارديبهشت. پيشاپيش صميمانه پذيراي متلك ها،  ناسزاها، تهمت ها و... دوستان هستم


...

فعلا بايد به ديوار مشت زد.

حالا بايد دم فروبست و هيچ نگفت.

بايد بغض را فروخورد و به اشك اجازه پرده دري نداد.

بايد آماده بود براي آنكه بني صدر دومي رونمايي شود و منافقين جديدي آرايشش كنند.

ما به هزينه دادن عادت كرده ايم، ما چيزي براي از دست دادن نداريم، ما بدهكاريم، بدهكاريم به انقلاب.

ما عادت داريم به حماقت دوستان، ما بارها تهمت ها را به جان خريده ايم، بارها از ناجوانمردي برخي دوستان به خود پيچيده ايم.

ما از اول باور داشتيم به آنكه بايد در دامنه آتشفشان زندگي كرد، ما هيچ گاه احساس آرامش و رفع خطر نكرديم.

ما هيچ گاه طلبي از كسي نداشتيم، ما همواره نگران كوتاهي در انجام تكليف بوده ايم، ما هميشه تنها بوده ايم و به غربت عادت داريم.

ما هميشه از دولتي شدن و دولتي بودن و مدير شدن و پز مديريت دادن متنفر بوده ايم، ما به ايستادن بر روي پاهاي خودمان و نان گشنگي خوردن عادت كرده ايم.

ما هميشه متهم بوده ايم، از خرداد 76 به تحجر و نفهمي، از خرداد 84 به بي انصافي و نفهمي و حتي نفاق، اما هيچ گاه متهم نكرديم نان به نرخ روز خورهاي ريش دار را و بي مايگان بي ريش را. ما همواره دعا كرده ايم، دعا كرده ايم براي عاقبت به خيري خودمان و براي هدايت ديگران.

ما عادت داريم به آماده باش هميشگي و دائمي و چه كنيم كه بايد استخوان شتر به كمر ببتديم تا مبادا فرصتي چه براي جذب و البته هنگامه اي براي دفع  از دست نرود.

ما دل خوش بوده ايم به مشتي استخوان و عكس و حجله و سرمست بوده ايم از همسفري با ساربان اين قافله، هرچند مي بينيم خون دل خوردن ها و جگر خون شدن هايش را.

ما براي اشتباهات خودمان شرمساريم، ما مقصريم، ما متهميم، كوتاهي و قصور از ما بوده است و الا علي كجا و  پذيرش حكميت و علي كجا و قبول ابوموسي و علي كجا و ...

ما بايد تاوان افراط و تفريط دوستانمان را بدهيم، همانها كه تمام تخم مرغ هايشان را در يك سبد گذاشتند و  دل خوش كردند به آبنبات هاي دولتي و عنوان هاي پوشالي و البته اين افراطيها عادت دارند به چرخش هاي صدوهشتاد درجه و ما هم عادت كرده ايم به تحمل اين دوستان و خون دل خوردن و دم فروبستن.

لعنت به عادت، لعنت به عادت كردن كه مثل خوره اي از درون مي خوردمان، لعنت به عادت كه انگار براي ما كربلا عادت شده است، شكافته شدن فرق علي عادت شده است و ...

ما هابيلي ايم، هابيلي ها عادت دارند به جفاي برادر، عادت دارند به خنجر آشنا و به حسادت و بغض و حماقت دوست.

ما تا آخر هابيلي خواهيم ماند و نمي دانم مي توانيم اين بار پايان ديگري بر اين مرثيه بنويسيم يا نه.

زياده جسارت

مجتبي


شما هم بخوانيد:

1. احمدي نژادي ها

2. ما احمدي نژادي نيستيم، ما مستضعفيم

3.سكوت تلخ

4. كيستي ما


حدود يك پنجم سال۹۰ تعطیل است....

به نقل از ایسنا:
امسال ۵۲ روز جمعه دارد و به جز آن ۲۳ روز آن نيز تعطيل رسمي است. بر اين اساس شش روز از تعطيلات رسمي شنبه است كه در واقع دو روز تعطيلي پشت سر هم را ايجاد مي‌كند.
همچنين دو روز از تعطيلات رسمي پنج‌شنبه است كه دو روز پشت سر هم را تعطيل مي‌كند. چهار روز از تعطيلات رسمي نيز يكشنبه است كه تنها يك روز كاري شنبه بين دو روز تعطيل ايجاد مي‌كند.
بر اين اساس ۷۵ روز از روزهاي سال جاري تعطيل است كه با تقسيم آن بر ۳۶۵ روز سال مشاهده مي‌شود كه حدود ۲۰ درصد سال جديد شمسي تعطيل است.

همين ....
خوش باشيد.


انقلاب جهان عرب تازه در اول راه است...

دوستان عزيز عرب

انقلاب و رهايي از يوغ ديگران به خون نياز دارد خوني كه پاك كننده و پالايش دهنده يك ملت است، نه در تونس انقلابي رخ داده است نه در مصر و نه در ليبي، در يمن و بحرين و مغرب و اردن و عربستان هم هنوز خبر جدي اي نيست؛ فكر مي كنم بايد فرق جنبش و نهضت و شورش و جنگ داخلي و كودتا و شبه كودتا و رفورم و هزار چيز ديگر را با انقلاب براي خودتان مرور كنيد. هنوز كل كشته ها و زخمي هاي هر آنچه در جهان عرب گذشته است به اندازه يك دهم آنچه بر انقلابيون ايران گذشت، نرسيده است. انقلاب خون مي خواهد و فداكاري، انقلاب تغيير فكر و نظام ارزشي مي خواهد و اراده، انقللاب صبر مي خواهد و تحمل، يك انقلاب بسيار جدي تر از آن اتفاقي است كه تاكنون در كشورهاي عرب رخ داده است. اما بايد يك بشارت هم بدهم قدم هاي اول يك انقلاب برداشته شده است. انقلاب جهان عرب تازه در اول راه است.

و اما كلامي هم براي دوستان ايراني

كاش من و شما و دولتي ها و صداوسيما به جاي اين همه ذوق زدگي كمي به كم كاري هايمان فكر مي كرديم. كاش حداقل درك مي كرديم كه آنچه خميني كبير گفته بود و آنچه رهبر انقلاب هر روز برايمان مي گويد چيزي فراتر از افسانه و سياست و نصيحت است، سوگوارانه بايد بگويم ما هنوز در قلبمان به آرمان هاي اين انقلاب و به افق بلند رهبرانش اعتقادي نداريم. اگر اعتقادي بود امروز فقط از شنيدن خبر تحولات دنياي اسلام دل خنك نمي شديم. امروز هر كدام از ما بايد...

زياده جسارت

مجتبي 

ديروز مصر، امروز ليبي

مصر؛ امروز، فردا....

من هم نمی دانم....

خورشید گرفت، پیرمرد می خندید و می گفت بالاخره باید در انرژی صرفه جویی کرد، فقط کاش دولت یارانه گرفتن خورشید را هم برایمان واریز کند. جالب بود مغازه دار می گفت دیگر کارگر هم گیر نمی آید طرف با هشت سر عائله گرفته خونه خوابیده و دارد حالش را می برد. از این چیزها همه مان زیاد شنیده ایم.

و من دارم به این فکر می کنم که اشتباهاتمان تا کجا ادامه خواهد یافت!!!

آقای وزیر نیرو از شما هم سپاسگزارم...

نمی دانم دوستانی که بنده نوازی کردند دیدند یا نه؟ مصاحبه وزیر نیرو را ؟ این پست را شاهدی دیگر می گیرم بر حماقت محوری دولت خدمتگزار در تصمیم شان در مورد تعطیلی دو روزه.

عکس بالا جلسه هیات دولت در تاریخ 89/4/20 درست در اوج گرما و تعطیلی عنایتی دولت. دقت کنید آقایان کت و شلواری را در گرمایی که به قول دوستی خر تب می کند.

و البته جالب تر آنجاست که آقای وزیر نیرو با کت و شلوار و در هوای آزاد و در گرمای واقعا طاقت فرسا در ابتدای مصاحبه شان ابتدا توصیه به صرفه جویی کردند و البته طبیعی است که عقلشان نرسد که اولین نکته می تواند پوشش مناسب باشد که سنت الهی آن است که تا مدیر شدی از درک بعضی موارد ابتدایی عاجز می مانی.

لینک عکس ها از خبرگزاری فارس

آقاي رييس جمهور سپاسگزارم...

رييس جمهور محبوب و مردمي

جناب آقاي دكتر احمدي نژاد

سلام عليكم و رحمه الله

بر خود لازم مي دانم مراتب قدرداني و سپاس خود را در مورد اقدام شجاعانه در مورد تعطيلي ادارات دولتي در 20 استان كشور به ويژه استان اصفهان را خالصانه و خاضعانه تقديم نمايم. 

محبوبا، هرچند اين حقير براي روز يكشنبه هزار و يك برنامه ريزي كرده بودم و دو جلسه با مسوولان سه لتي(به قول اميرخاني عزيز- شما بخوانيد دولتي)را با هزار نكبت جفت و جور كرده بودم و هرچند اخوي اين حقير به تهران عزيز سفر كرده است، براي امتحان تافل امروز و فردا براي پيگيري امور سربازي و علي رغم آنكه مي دانم بسياري ديگر نيز برنامه هايشان به هم ريخت اما باز هم صميمانه سپاسگزارم. 

دلبرا، هر چند تنها كساني كه گرما كوچكترين اثري بر آنها ندارد و آنها همواره به مدد عنايان دولت كريمه در بهترين شرايط كاري هستند، كارمندان دولتند(فقط يك مورد نام ببريد اداره اي كه آب سرد و كولرش جفت و جور نباشد، نامردم اگر 100هزار تومان جايزه ندهم) و هرچند باز هم مطمئنم كه مردم همانقدر كه در روز گرم رفت و آمد مي كنند در تعطيلي عنايتي شما هم در اين گرماي طاقت فرسا باز هم به گشت و گذار خواهند رفت اما باز هم سپاسگزارم.

مهربانا، هرچند چاره صرفه جويي در مصرف انرژي تعطيلي اداراتي كه حداقل لامپ ها و چراغ هايشان را شبها خاموش نمي كنند، نيست اما باز هم سپاسگزارم.

عزيزا، هرچند تمام عالم و آدم داد زده اند و ... خودشان را پاره كرده اند كه تعطيلي ها را زياد نكنيد يا اگر مي كنيد برنامه ريزي شده باشد و شما همچنان همه را پشم ....تان هم حساب نمي كنيد باز هم سپاسگزارم.

مهربانا، هرچند احتمالا فردا به جهت اينكه همه از اقدامات ابلهانه دولت شما عصباني اند و احتمالا مجلس طرحي دوفوريتي را فردا در دستور خواهد گذاشت كه دولت موظف است براي تعطيلي از مجلس مصوبه بگيرد و باز هم يك جنجال بيهوده در كشور راه خواهد افتاد از شما سپاسگزارم.

صديقا، هرچند به تمام مقدسات قسم، اصفهان حالا كه دارم اين نامه را برايت مي نگارم خنك تر از روز قبل است و هرچند بيلبيلك هواشناسي اصفهان كه احتمالا معيار اين مرحمت شما به اين شهر شهيدپرور است،  در فرودگاه شهيد بهشتي اين شهر مذهبي است كه در آنجا در خنكي هوا سگ هم لانه نمي گذارد(البته به جهت مسائل امنيتي) و اصفهاني ها مي دانند كه هواي آنجا حداقل به قاعده چند درجه با خود اصفهان توفير دارد اما اين حقير باز هم سپاسگزارم.

جانا، هرچند اقوام اين حقير كه در بلاد خوزستان ساكنند (دايي هاي خانم و...) و درست تر بگويم ساكن اهوازند چند وقتي است كه به شدت از گرمي هوا نالانند و بيشتر ناراحت از دروغ هواشناسي در مورد درجه گرمي هوا كه مبادا تعطيلي اي رخ دهد و حالا يك دفعه به جهت گرمي تهران و چند شهر ديگر و البته به عنايات رسول اعظم(ص) ناگهان يك روز تعطيلي مرحمتي دريافت مي كنند باز هم سپاسگزارم.

قربانت شوم، از اينكه بانك ها را نبستيد و مردم را اسير خودپردازهايي كه از جمعه بي پولند ننموده ايد، سپاسگزارم.

تصدقت، از اينكه احتمالا آمار تهراني هايي كه امروز و فردا در همين شمال خودمان غرق خواهند شد بالا خواهد رفت و كمي پايتخت خلوت تر خواهد شد (خدا رحمتشان كند)،سپاسگزارم.

فدايت، هرچند دوستان از فردا فحش نامه نثار خواهند كرد كه چرا تضعيف حضرتعالي كرده ام و خائن و وطن فروش و جلبك سبز و از اين جور چيزها هستم و البته تعدادي از موس به مزدان(قلم به مزد اينترنتي) برايم به به و چه چه خواهند نوشت و شمار را لايق بدتر از آنچه نوشته ام مي دانند اما باز هم سپاسگزارم.

مذهبا، از اينكه با اعلام اين تعطيلي تعدادي بي حجاب و بدحجاب كمتر از خانه بيرون خواهند آمد و علي القاعده مظاهر بي عفتي كمتر خواهد شد، از طرف خود، علماي اعلام، نيروي انتظامي خدوم و كلا همه صاحبان تكليف، سپاسگزارم.

صاحبا، از اينكه خبري براي سايتها و سوژه اي براي ابلهاني چون من جفت و جور كرده ايد و مهمتر اينكه به اين بهانه آمار مشاهده كنندگان شبكه خبر و اخبار ساعت 14 و سايت هاي خبري خودي را بالا مي بريد، سپاسگزارم.

 اكبرا، از طرف كليه ماهواره نشينان به ويژه فارسي وان و بي بي سي و خلاصه همه و همه كه به جهت بي برنامگي و مزخرف بودن برنامه هاي فرداي صدا و سيماي خودمان، مشتريان فراواني خواهند داشت هم سپاسگزارم.

منجيا،از طرف شوراي سياستگذاري ائمه جمعه هم كه ان شاء الله هفته آينده در كليه خطبه هاي نماز جمعه يا در تاييد و يا در رد اين تعطيلي مرحمتي به كليه خطباي جمعه خط خواهند داد هم سپاسگزارم.

استادا، از طرف كليه دانشجوياني كه فردا امتحان دارند و كلا ماليده شد و رفت و البته بعد از امتحان آخري كلي دولت را دعا خواهند كرد به جهت كش دار شدن امتحانات هم سپاسگزارم.

 هلوا(همان اي هلوي خودمان)، از اينكه از فردا سير توجيهات و جداول و آمارها در توجيه اقدام خركي دولت شما را به خوردمان خواهند داد هم سپاسگزارم.

جيگرا، از اينكه با هر تعطيلي اي كه مرحمت مي فرماييد ما مي فهميم كه قبلي ها چقدر نامرد بودند كه چيزي مرحمت نمي كردند هم ممنونيم.

نفسا، از اينكه احتمالا فردا با مردم سخن خواهيد گفت و در آن بعد از اشاره حيدري به انتقادات به دولت در مورد افزايش تعطيلي ها احتمالا همه را بي سواد و مغرض خواهيد خواند هم سپاسگزارم.

...ا، از اينكه احتمال دارد همين چند دقيقه بعد سخنگوي دولت حاشا كند و كلا اين قضيه تكذيب شود و نقشه دشمنان براي آزار دولت تلقي شود و در نهايت هم تعطيلي را يك جوري زير سبيلي سر كنيم هم سپاسگزارم.

محمودا، كلي چيز ديگر هم مي شود نوشت اما بي خيال همان آخرش مهم است كه سپاسگزارم.

احمدي نژادا، از اين كه هر روز به ما بيش از پيش حماقتمان را در راي دادن به..... مشخص مي كنيد، بد رقم سپاسگزارم.(اگر فكر مي كنيد اينجا بايد اسم مي آوردم كور خوانده ايد، به هر حال يك جاي حاشايي براي بعد بايد باقي گذاشت و البته از سوي ديگر به قول اين كارگردانان سينما اين آخري را گذاشتم تا مخاطب خودش انتخاب كند)

سپاسگزارم...

سپاسگزارم...

سپاسگزارم...

والسلام علي من اتبع الهدي

م.ش

19تير89

سال همت و كار مضاعف!

پي نوشت:
 پرتره چهره: با توجه به اينكه احتمالا تعدادي از دوستان ظرفيت اين عكس را نداشته باشند، به اطلاع عموم مي رساند پرتره چهره شاخه اي تخصصي از كاريكاتور است كه به هيچ وجه قصد تمسخر و اهانت ندارد. تقريبا تمامي بزرگان عالم پرتره چهره شان كشيده شده است.

شاهد:
1-اطلا‌عيه دولت درباره تعطيلي روزهاي يكشنبه و دوشنبه در چند استان كشور
2- دماي‌هواي كشور بالاتر از حد معمول نيست
3- مجلس شوراي اسلامي فردا تعطيل نيست
4- تعطیلات زنجیره ای به بهانه گرمای شدید و چند نکته!
5-به دليل گرماي شديد هوا؛استان زنجان فردا تعطيل اعلام شد
6-وزير نيرو در گفت‌وگو با فارس:تعطيلي ادارات دولتي موجب پايداري شبكه برق مي‌شود
7-دانشگاههای علوم پزشکی تعطیل نیستند/ امتحانات 20 و 21 تیر برگزار می‌شوند



آيا صانعي منتظري ديگري خواهد شد؟

پدرم جملات و تحليلهايي دارد كه گاهي فكر مي كنم بايد با طلا نوشت.  يكي از اين تحليل هاي قصار را هر وقت با هم از مقابل گلستان شهدا رد مي شديم برايمان تكرار مي كرد. خدا قسمتتان كند ديدار از گلستان شهداي اصفهان. وسط بلوار مقابل گلستان پر است از تابلوهايي كه مزين است به تمثال شهيدان و بزرگان انقلاب به همراه جمله اي كوتاه از آنها. پدرم هر گاه چشمش به عكس شهيد آيت مي افتاد، مي گفت خدارحمتش كند. چه خوب شد كه شهيد شد عاقبت به خير شد. نمي دانم اگر امروز زنده بود كجا بود و چه مي كرد.

پدرم به پسرهايش يادآوري مي كرد كه شهادت براي برخي بيش از يك فوز و رحمت الهي است. يكي خود شهادت است و ديگري عاقبت به خيري. هر روز كه مي گذرد بيش از پيش به اين كلام پدر مي انديشم. فرض كنيد ميرحسين را در همان ايام نخست وزيري منافقين كوردل ترور كرده بودند، خدايي عاقبت به خير نمي شد. يا كروبي و يا خيلي هاي ديگر. و امروز با خودم مي انديشم كه آيا صانعي هم عاقبت به خير خواهد شد؟

آنها كه حوادث انقلاب را پيگيري مي كنند، آيت الله صانعي را خوب مي شناسند. من اما صانعي را از روزهايي مي شناسم كه دوستان دوم خردادي و اصلاح طلب در دانشگاه به دنبال پهلوان زنده بودند. امام به منتظري تير خلاص را زده بود و آقايان دنبال يك پشتيبان ديني، يك مرجع به قول خودمان توي دست مي گشتند و آيت الله صانعي برايشان طعمه خوبي بود. آقايان اصلاح طلب به همين نيز كفايت نكردند و در قدم بعدي آنچه خود جرات گفتنش را نداشتند، از زبان آيت الله صانعي در همه جا پخش كردند. فتواي ديه زن و مرد و ازدواج دوباره مرد و ازدواج موقت و ارتداد را همه كم و بيش شنيده ايم، فتواهايي سياسي و البته ناخواسته توجيه گر يك خط انحراف فكري و انديشه اي. خطي كه شايد بشود با گفتن نام سروش آدرس دقيق تري از آن داد. نمي دانم شايد بعدها مشخص شود كه اين فتواها و نظرها زير سر فلان مسوول دفتر و بهمان فرد موثر در بيت آيت الله بوده است. به هر حال آنچه از شواهد بر مي آيد، آيت الله صانعي اگر قرار بشود منتظري بشود، منتظري مرده خواهد شد، منتظري اي كه نفس مي كشيد اما ....

خدا عاقبت همه مان را ختم به خير كند. ان شاء الله


پي نوشت:

1- نظر مراجع در مورد تقلید از آیت‌الله صانعی

2-استدلالات فقهی فضلای حوزه در رد بدعت‌های فقهی صانعی

3-مروري بر مواضع گذشته آيت الله صانعي به رواست اسناد

4- آيت الله صانعي از نگاه ويكي پديا