دور كاري...
شريكمان رفته است دور كاري و پدر ما را درآورده، شده ام پيك. گه گاهي هم اپراتور ارسال كننده ايميل. بايد هر روز كلي سي دي و كتاب ببرم و بياورم. خداييش جان مي كند شريكم. هر بار كه كامپيوترش را مي برد خانه به چند روز نمي كشد كه بيرونش مي كنند. وقتي كه دفتر است، ديگر وقت خانه مال اهل بيت است و بس. خلاصه...
امروز كه رييس جمهور داشت در مورد دوركاري صحبت مي كرد يك دفعه جرقه اي به ذهنم زد، ناب و عالي. مي دانيد اگر 45 درصد كاركنان بروند دوركاري چقدر فرصت شغلي براي پيك ها ايجاد مي شود. اصلا روي اينترنت و اينها حساب نكنيد كه قطعي دارد و بي خيالي. جنبه ديگر دور كاري هم تعطيلي اختياري دولتي است. دولت هر وقت كه بخواهد يا اينترنت را قطع مي كند يا پيك ها رامعاف.
خلاصه حالي به حولي است اين دوركاري...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:32 توسط مجتبی
|
مدتها پیش فکر می کنم حدود سال 1380 یک بلاگر حرفه ای بودم فکر کنم حداقل روزی 3 ساعت با وبلاگ ها وقت پر می کردم.گذشت و گذشت و من هر روز درگیرتر شدم تا جایی که دیگر فرصتی برای وب گردی یافت نشد.