مصيبت بر شما از همة مردم بزرگتر است، زيرا در حفظ منزلت علما مغلوب شديد
بهانه:
فکر کنم سه سال پیش بود که روز عاشورا تلویزیون ویژه برنامه ای گداشته بود و نمی دانم چطور شده بود که "حجت الاسلام حمید پارسانیا " مهمان آن برنامه شده بود.هنوز که به آن روز فکر می کنم از میان برنامه های اعصاب خرد کن و بحث گم کن آن برنامه اعصابم خرد می شود اما این نکته مانع آن نیست که لذت بحث آن روز آقای پارسانیا را فراموش کنم.
انصافا تحلیل ها و توضیحات ایشان به همراه استناداتشان شنیدنی و جداب بود و از آن سال به بعد هر سال دریغ از پارسال.
لب مطلب آن نیم روز خطبه اباعبدالله الحسین (ع) بود در منا.
نمی دانم تا حال آن را خوانده اید یا نه ولی فکر می کنم به یک بار خواندنش بیارزد.
اصل خطبه بخش دوم آن است. بخش اول سخنان حضرت بیشتر احتجاج و قسم است در اثبات حقانیت خاندان عصمت و طهارت و بخش دوم ...
فکر کنم بخش دوم مبتلابه هر روز ما باشد.....
حسین، منا، علما، ...
"سليمبنقيس ميگويد، يك سال قبل از مرگ معاويه، حسينبنعلي(ع) با عبداللهابن عبّاس و عبداللهبن جعفر به حج رفتند، امام حسين(ع) مردان و زنان و ياران بنيهاشم و آن عده از انصار را كه او و خاندانش را ميشناختند جمع كرد. سپس چند نفر را فرستاد و فرمود:همة كساني را كه امسال از اصحاب پيامبر(ص) معروف به صلاح و عبادتاند به حج آمدهاند، نزد من جمع كنيد. در پي اين دعوت بيش از هفتصد نفر ـ كه بيشتر آنان از تابعين و حدود دويسـت نفـر از اصحـاب پيامبر(ص) بودند ـ در «منا» در خيمة آن حضرت گرد آمدند.
....
اي مردم از آنچه خدا به آن اولياي خود را پند داده پند گيريد، مانند بدگويي او از دانشمندان يهود آنجا كه ميفرمايد: «چرا دانشمندان الهي، آنان را از گفتار گناهشان باز نميدارند؟» و ميفرمايد: «از ميان بنياسرائيل آنان كه كفر ورزيدند لعن شدند» تا ميفرمايد: «چه بد بود آنچه ميكردند.»و بدين سان خداوند آنان را نكوهش كرد، چون آنان از ستمگر ميان خود كارهاي زشت و فساد ميديدند و نهيشان نميكردند به طمع آنچه از آنها به ايشان ميرسيد و از بيم آنچه از آن ميترسيدند، با اينكه خدا ميفرمايد:
از مردم نترسيد و از من بترسيد.1
و ميفرمايد:
مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند، به كارهاي پسنديده وا ميدارند و از كارهاي ناپسند باز ميدارند.2
خدا از امر به معروف و نهي از منكر به عنوان تكليف واجبي از خود، آغاز كرده است، زيرا ميدانسته كه اگر اين فرضيه ادا شود و برپا گردد، همة فرايض ـ از آسان و دشوارـ برپا شوند، چه امر به معروف و نهي از منكر دعوت به اسلام است همراه ردّ مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم بيتالمال و غنايم، و گرفتن زكات از جاي خود و صرف آن در مورد بسزاي خود.
از بيشتر حقوق خداوندي كوتاهي كردهايدو به پندار خود حقّ خود را گرفتهايد.
سپس شما اي گروه نيرومند! دستهاي هستيد كه به دانش و نيكي و خيرخواهي معروفيد، و به وسيلة خدا در دل مردم مهابتي داريد كه شرافتمند از حساب ميبرد و ناتوان شما را گرامي ميدارد و آنان كه هم درجه شمايند و بر آنها حق نعمتي نداريد، شما را بر خود پيش ميدارند، شما واسطة حوايجي هستيد كه از خواستارانشان دريغ ميدارند و به هيبت پادشاهان و ارجمندي بزرگان در ميان راه، گام برميداريد. آيا همه اينها از آن رو نيست كه به شما اميدوارند كه به حقّ خدا قيام كنيد؟ اگر چه از بيشتر حقوق خداوندي كوتاهي كردهايد از اين رو حق امامان را سبك شمرده، حقوق ضعيفان را تباه ساختهايد و به پندار خود حقّ خود را گرفتهايد. شما در اين راه نه مالي خرج كرديد و نه جاني را براي خدا كه آن را آفريده به مخاطره انداختيد و نه براي رضاي خدا با عشيرهاي درافتاديد، آيا شما به درگاه خدا بهشت و همنشيني پيامبران و امان از عذاب او را آرزو داريد؟
اي آرزومندان به درگاه خدا! من ميترسم كيفري از كيفرهاي او بر شما فرود آيد
اي آرزومندان به درگاه خدا! من ميترسم
كيفري از كيفرهاي او بر شما فرود آيد، زيرا شما از كرامت خدا به منزلتي
دست يافتهايد كه بدان بر ديگري برتري داريد و كسي را كه به وسيلة خدا (بر
شما) شناسانده ميشود گرامي نميداريد با اينكه خود به خاطر خدا در ميان
مردم احترام داريد، شما ميبينيد كه پيمانهاي خدا شكسته شده و نگران
نميشويد با اينكه براي يك نقض پيمان پدران خود به هراس ميافتيد.
ميبينيد كه پيمان رسول خدا(ص) خوار و ناچيز شده و كورها و لالها و از
كار افتادهها در شهرها رها شدهاند و رحم نميكنيد، و در خور مسئوليت خود
كار نميكنيد و به كساني كه در آن راه تلاش ميكنند وقعي نمينهيد و خود
به چاپلوسي و سازش با ظالمان آسودهايد. همه اينها همان جلوگيري و
بازداشتن دستهجمعي است كه خداوند را بدان فرمان داده و شما از آن غافليد.
مصيبت بر شما از همة مردم بزرگتر است، زيرا در حفظ منزلت علما مغلوب
شديد، كاش (در حفظ آن) تلاش ميكرديد.
اين براي آن است كه زمام امور و
گذرگاه احكام (يعني پستهاي كليدي) به دست عالمان به خداست كه بر حلال و
حرام خدا اميناند و از شما اين منزلت را ربودند و آن از شما ربوده نشد
مگر به واسطة تفرّق شما از حقّ و اختلاف شما در سنت پيامبر(ص) با اينكه
دليل روشن بر آن داشتيد. و اگر بر آزارها شكيبا بوديد و در راه خدا
هزينهها (و تعهدها) را تحمل ميكرديد، زمام امور خدا بر شما در ميآمد و
از جانب شما به جريان ميافتاد و به شما برميگشت، ولي شما ظالمان را در
جاي خود نشانديد و امور خدا را به آنان سپرديد تا به شبهه كار كنند و در
شهوت و دلخواه خود راه روند فرار شما از مرگ و خوش بودن شما به زندگي دنيا
كه از شما جدا خواهد شد [آنان را بر اين منزلت چيره كرده] بدينسان ضعيفان
را به دست آنان سپرديد كه برخي را برده و مقهور خود ساخته و برخي را
ناتوان و مغلوب زندگي روزمره كردند، در امور مملكت به رأي خود تصرف
ميكنند و با هوسراني خويش ننگ و خواري پديد ميآورند به سبب پيروي از
اشرار و گستاخي بر خداي جبار!
هر شهري خطيبي سخنور بر منبر دارند...
در هر شهري خطيبي سخنور بر منبر دارند كه
به سود آنان سخن ميگويد، سرتاسر كشور اسلامي بيپناه مانده و دستشان در
همه جاي آن باز است و مردم بردگان آنهايند كه هيچ دست برخورد كنندهاي را
از خود نرانند.
آنها كه برخي زورگو معاندند و برخي بر ناتوان سلطهگر و تندخويند، فرمانرواياني كه نه خدا شناسند و نه معاد.
شگفتا!
و چرا در شگفت نباشم كه ديار اسلامي در اختيار فريبكاري نابكار و ماليات
بگيري ستمگر و فرمانرواي بيرحم بر مؤمنان است، پس خدا در آنچه ما كشمكش
داريم حاكم است و در آنچه اختلاف داريم داوري ميكند.
خدايا! تو
ميداني كه آنچه از ما سرزد، براي رقابت در فرمانروايي و نيز دسترسي به
مال بيارزش دنيا نبود، بلكه از آن روست كه نشانههاي آيين تو را
بنمايانيم و سروسامان بخشي را در سرزمينهايت آشكار سازيم تا بندگان
ستمديدة تو آسوده گردند و به فرايض و سنن و احكام تو عمل كنند. و شما (اي
مردم!) اگر ما را (در اين راه مقدس) ياري نرسانيد و در خدمت ما نباشيد،
ستمگران (بيش از پيش) بر شما نيرو گيرند و در خاموش كردن نور پيامبر شما
بكوشند. خدا ما را بس است و بر او توكل داريم و به سوي او بازميگرديم و
سرانجام به سوي اوست.
٭ برگرفته از فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)،صص222ـ303.
1. سورة مائده (5)، آية 44.
2. سورة توبه (9)، آية 71.
مدتها پیش فکر می کنم حدود سال 1380 یک بلاگر حرفه ای بودم فکر کنم حداقل روزی 3 ساعت با وبلاگ ها وقت پر می کردم.گذشت و گذشت و من هر روز درگیرتر شدم تا جایی که دیگر فرصتی برای وب گردی یافت نشد.