مدتها پیش فکر می کنم حدود سال 1380 یک بلاگر حرفه ای بودم فکر کنم حداقل روزی 3 ساعت با وبلاگ ها وقت پر می کردم.گذشت و گذشت و من هر روز درگیرتر شدم تا جایی که دیگر فرصتی برای وب گردی یافت نشد. ازدواج کردم، درسم تمام شد، سربازی رفتم، پدر شدم، با چند دوست قدیمی مسک را راه انداختیم، نشریه راه انداختیم و ... و حالا خوشبخت ترین آدم روی زمینم. این روزها انگار دوباره فرصتی دست داده است. آنچه می خوانید تک مضراب های یک آدم بسیار کوچک است.